<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://culture.loxblog.com</title>
<link>https://culture.loxblog.com</link>
<description>این وبلاگ در راستای تحقیق و پژوهش پیرامون فرهنگ این مرزو بوم فعالیت می کند</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>اهمیت سازماندهی</title>
<link>https://culture.loxblog.com/اهمیت-سازماندهی</link>
<guid>https://culture.loxblog.com/اهمیت-سازماندهی</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp; تعریف سازماندهی
سازماندهی ، فرایندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد وگروه های کاری و هماهنگی میان آنان ، به منظور کسب اهداف صورت می گیرد .
&nbsp;
انواع مختلف سازماندهی
روش های بسیار متفاوتی برای دسته بندی سازمان ها هست ؛ سازمان رسمی و سازمان غیر رسمی .

سازمان رسمی وغیر رسمی :
سازمان رسمی را مسؤلین به طور قانونی بنیانگذاری و تصویب می کنند و در آن تعداد مشاغل
&nbsp;تعریف سازماندهی
سازماندهی ، فرایندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد وگروه های کاری و هماهنگی میان آنان ، به منظور کسب اهداف صورت می گیرد . 
&nbsp;
انواع مختلف سازماندهی 
روش های بسیار متفاوتی برای دسته بندی سازمان ها هست ؛ سازمان رسمی و سازمان غیر رسمی .

سازمان رسمی وغیر رسمی :
سازمان رسمی را مسؤلین به طور قانونی بنیانگذاری و تصویب می کنند و در آن تعداد مشاغل ، حدود وظایف و اختیارات و چگونگی انجام آن مشخص می شود . ساختارهای رسمی در واقع تخیلی هستند زیرا سازمان آن گونه که پیش بینی عمل نمی کند ؛ اما سازمان های غیررسمی بیانگر حالت واقعی است، یعنی چگونگی عمل سازمان را به طور واقعی نشان می دهد . بعد از انکه ساختار رسمی ایجاد می شود ، سازمان غیر به طور طبعیی در چارچوب آن پدیدار میگردد؛ سازمان غیر رسمی حاصل تعامل اجتماعی مداوم است و ساختار رسمی تعدیل ، تحکیم یا گسترش می دهد .
&nbsp;
سازماندهی چیست؟
&nbsp; .تصمیم گیری برای چگونگی گروه بندی بهتر فعالیتها و&nbsp; منابع سازمانی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 

&nbsp; . قطعات سازنده سازمانی چیستند؟
&nbsp;- &nbsp;ساختار سازمان:
&nbsp;. نحوه قرارگیری عناصری که می تواند به یک سازمان &nbsp;شکل دهد.

چرا باید یک سازمان را سازماندهی کرد؟
سازماندهی ساز وکار هماهنگی را بیان می نماید&nbsp;. از آنجایی که کلیه عناصرساختاری شرکت و&nbsp; این که چگونه&nbsp; این عناصر&nbsp;&nbsp; کنار هم عمل می کنند در مدیریت کل سازمان &nbsp;کاربرد دارد. 

اهمیت سازماندهی
&nbsp; . شفافیت سازی
&nbsp; . تقسیم بندی
&nbsp; . آماده سازی
&nbsp; . ایجاد تشکیلات
&nbsp; . توسعه
&nbsp; . مرتبط سازی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;. استقرار اختیار

سازماندهی به سمت تصمیم گیری پیش می رود
&nbsp; . تصمیم گیری یک قسمت از&nbsp; طراحی است که باعث انتخاب یک سری از&nbsp; کارها می شود. 
&nbsp; . وقتی مدیریت فعالیتها را&nbsp; سازماندهی می کند &nbsp;فعالیتها هماهنگ می شوند.

ساختار سازمانی
&nbsp; . قطعات ساختمانی یک سازمان را به وجود می آورند.
&nbsp; . یکی از کارهای مدیر دانستن نحوه قرار دادن صحیح&nbsp; قطعات کنار یکدیگر است.

طراحی مشاغل
- طراحی شغل: &nbsp;
. تعیین مسئولیتهای وابسته به کار هر فرد.
کلیه وظائف به چه اجزایی شکسته می شوند؟

&nbsp; . تخصیص شغل: 

&nbsp;&nbsp; -- درجه ای که طبق آن کلیه وظائف سازمان شکسته و به اجزای کوچکتر&nbsp;تقسیم می شود.&nbsp; 

پنج جایگزین برای تخصیص شغل

&nbsp;&nbsp; گردش شغل:

&nbsp;&nbsp;&nbsp; -- شامل گردش منظم کارمندان از یک شغل به شغل دیگر&nbsp; است. 

&nbsp;&nbsp; افزایش حیطه شغل:

&nbsp;&nbsp;&nbsp; -- شامل افزایش تعداد وظائفی که کارمند به عهده دارد.

&nbsp;&nbsp; تقویت شغل:

&nbsp;&nbsp;&nbsp; -- شامل افزایش هم در تعداد وظائفی که کارمند انجام می دهد و هم در کنترل و دقتی که روی شغلش انجام 
میدهد.
ادامه&nbsp;جایگزینها

سمت دهی مشخصات شغلی:
&nbsp;&nbsp; -- پیشنهاد میکند که مشاغل حول یک محور پنج بعدی تشخیص و تقویت شوند و&nbsp; هم سیستم کاری و هم &nbsp;سلائق کارمندان در نظر&nbsp; گرفته شود.&nbsp; 

کار گروهی:
&nbsp; --&nbsp; به یک گروه کامل اجازه می &nbsp;دهد که یک سیستم کاری را به منظور انجام یک سری کارهای مرتبط طراحی &nbsp;کند.

سمت دهی مشخصات شغلی

&nbsp;. این یک جایگزین تخصیص شغل است. این سمت دهی پیشنهاد می کند که مشاغل حول یک محور پنج بعدی &nbsp;تشخیص و تقویت شوند:&nbsp; 
&nbsp; -- تنوع مهارتها
&nbsp; -- هویت کار
&nbsp; -- اهمیت کار
&nbsp; -- خودکاری
&nbsp; -- بازخوراند
سمت دهی مشخصات شغلی

گروه بندی مشاغل: بخش سازی
&nbsp;تعریف آن چیست؟
&nbsp; -- فرآیند گروه بندی مشاغل با ترتیب منطقی.
&nbsp;بخش سازی عملکردی:
&nbsp; -- گروه بندی مشاغل طوری که فعالیتهای یکسان یا مشابه را &nbsp;در برگیرد.
&nbsp;بخش سازی بر اساس تولید:
&nbsp;-- گروه بندی فعالیتها براساس تولیدات یا گروههای تولیدات.
پایه های بخش سازی:
اشکال دیگر بخش سازی
&nbsp; . بعضی سازمانها فعالیتهای معینی را از روی: &nbsp;
&nbsp;&nbsp; -- زمان
&nbsp;&nbsp;-- توالی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;تقسیم بندی می کنند.
ملاحظات دیگر
&nbsp; . گاهی بخشها به نامهای دیگری خوانده میشوند از &nbsp;قبیل:
&nbsp; -- قسمت.
&nbsp; -- واحد.
&nbsp; -- دایره.
&nbsp; -- دفتر.

ارتباطات شغلی و سطوح گزارش دهی
&nbsp;. به روشن شدن چه چیزهایی نیازمندیم؟&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
&nbsp;&nbsp;&nbsp; -- سلسله مراتب:
&nbsp;&nbsp; . سطوح دقیق و روشن اختیار&nbsp; در تمام قسمتهای&nbsp; سازمان.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
&nbsp;&nbsp;&nbsp; -- محدوده مدیریت:
&nbsp;&nbsp;. تعداد کسانی که به هر مدیر گزارش می دهند.
&nbsp;
مقایسه سازمانهای افقی و عمودی
&nbsp; . چه تفاوتی دارند؟&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
&nbsp; -- ساختار سازمانی افقی منجر به روحیه بالاتر و تولید بیشتر کارکنان می شود&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
&nbsp; -- ساختار سازمانی عمودی به دلیل نیاز به مدیران بیشتر گرانتر &nbsp;است.

عوامل موثر در محدوده مدیریت
&nbsp; . صلاحیت ناظر و واحدهای تابعه. 
&nbsp; . پراکندگی واحدهای تابعه و زیردستان.
&nbsp; .وسعت محدوده کار بدون نظارت
&nbsp; . درجه نظارت لازم.
&nbsp; . وسعت محدوده اقدامات استاندارد.
&nbsp; . شباهت وظائف.
&nbsp; .تکرر ایجاد مسایل و مشکلات جدید. 
تخصیص اختیارات: یک واحد ساختاری مهم

&nbsp; . اختیار:&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
--قدرتی که به طور قانونی توسط سازمان داده می شود.

&nbsp; . تفویض اختیار:
&nbsp;&nbsp; -- فرایندی که توسط ان&nbsp; &nbsp;مدیران قسمتی از بار&nbsp; کاری خود را به دیگران واگذار می کنند.&nbsp; 

متمرکزسازی و تمرکززدایی چه اختلافاتی دارند؟&nbsp;&nbsp; 
&nbsp;&nbsp; -- تمرکززدایی:
&nbsp;&nbsp;. مراحل مشخص تفویض اختیار و قدرت به مدیران سطوح میانی و پایینی در سراسر سازمان. 
&nbsp;&nbsp; -- متمرکزسازی:
. مراحل مشخص نگهداری اختیار و قدرت در سطوح بالای مدیریت.

فعالیتهای هماهنگ سازی
. هماهنگ سازی چیست؟
&nbsp; -- مراحل پیوند فعالیتهایبخشهای مختلف سازمان.&nbsp;&nbsp; . 
ضرورت&nbsp; هماهنگ سازی چیست؟
&nbsp; -- سیستمها باید به سمت فعالیتهایی در هر بخش تمرکز یابند که در جهت&nbsp; دستیابی به اهداف سازمان باشند.
&nbsp;
سه شکل اصلی وابستگی بین بخشی
1-&nbsp; وابستگی بین بخشی عمومی:
&nbsp; -- وقتی واحدها با کمترین تداخل عمل می کنند و خروجی انهابه سادگی درسطح سازمانی&nbsp;انباشته و استفاده می شود.
2- &nbsp;وابستگی بین بخشی متوالی:
&nbsp; -- وقتی خروجی یک واحد ورودی واحد دیگری باشد.
3- &nbsp;وابستگی بین بخشی متقابل:
&nbsp; -- وقتی فعالیتها به طور دو جانبه در جریان باشند.
&nbsp;
روشهای ساختاری هماهنگ سازی
&nbsp; - سلسله مراتب مدیریتی.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;- قوانین و روشها.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
&nbsp; - نقشهای رابط.
&nbsp; - نیروی کار.
&nbsp;
اختلاف رده شغلی و موقعیت شغلی چیست؟
رده شغلی:
-موقعیت مستقیمی در سلسله مراتب که مسئول انجام اهداف سازمانی است.
موقعیت شغلی:&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;موقعیتی که مسئول ایجاد و فراهم کردن تجربه و اگاهی و حمایت برای رده شغلی است.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:08:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چند توصیه به دانشجویان عزیز</title>
<link>https://culture.loxblog.com/چند-توصیه-به-دانشجویان-عزیز</link>
<guid>https://culture.loxblog.com/چند-توصیه-به-دانشجویان-عزیز</guid>

<description><![CDATA[
سلام ؛ خوش آمدید
 
- اول عضو وبلاگ شوید.
- مطلب خام را در وبلاگ نگذارید(مطلب خود را ابتدا در محیط word ویرایش کنید)
- عنوان تحقیق را به صورت عنوان درج نمائید.
- مشخصات خود را با رعایت اصولی که در کلاس مطرح شده است قید نمائید.  
&nbsp;- سعی کنید مطالبی را انتخاب نمائید که رفرنس داشته و از اعتبار بهتری برخوردار شده باشد  
&nbsp;- در جستجوی مطالب سعی نمائید بصورت&nbsp; یک نفره و مستقل عمل نمائید.  
&nbsp;- از گذاشتن عکس و جدول و ... جدا خودداری نمائید  
- سعی نمائید مطالب شما با بحث مورد نظر در کلاس همخوانی داشته باشد.

امیدواریم لحظات خوبی را در فضای مجازی سپری نمایید... با تشکرمدیریت وب سایت]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:08:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اندر حکایت فرهنگ</title>
<link>https://culture.loxblog.com/اندر-حکایت-فرهنگ</link>
<guid>https://culture.loxblog.com/اندر-حکایت-فرهنگ</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;آشنايي با معني و مفهوم فرهنگ
در مورد فرهنگ تعابير وتوضيحات زيادي موجود هست . يكپارچه كردن و همه را به نحوي در يك تعريف جامع و مانع در آوردن نه ممكن است و نه مقدور و نه تابحال چنين كاري انجام گرفته . بنا به بينشها و نگرشهاي افراد و پژوهشگران تعابير و تعاريف خاصي از &laquo; فرهنگ&raquo; مستفاد شده . در اينجا برآنيم تا در ابتدا، بنا به ضرورتي كه تشخيص مي&zwnj;دهيم نگاهي به گذشته اين واژه داشته باشيم و آن را دقيقتر بررسي كنيم ، چرا كه براي شناخت هر پديده، تاريخ آن ضروري ولازم است .به طور كلاسيك، سير تاريخي ومنشاء واژه &laquo;فرهنگ &raquo; را بايست در آلمان جستجو كرد . 
&nbsp;
&nbsp; &nbsp;آشنايي با معني و مفهوم فرهنگ
در مورد فرهنگ تعابير وتوضيحات زيادي موجود هست . يكپارچه كردن و همه را به نحوي در يك تعريف جامع و مانع در آوردن نه ممكن است و نه مقدور و نه تابحال چنين كاري انجام گرفته . بنا به بينشها و نگرشهاي افراد و پژوهشگران تعابير و تعاريف خاصي از &laquo; فرهنگ&raquo; مستفاد شده . در اينجا برآنيم تا در ابتدا، بنا به ضرورتي كه تشخيص مي&zwnj;دهيم نگاهي به گذشته اين واژه داشته باشيم و آن را دقيقتر بررسي كنيم ، چرا كه براي شناخت هر پديده، تاريخ آن ضروري ولازم است .به طور كلاسيك، سير تاريخي ومنشاء واژه &laquo;فرهنگ &raquo; را بايست در آلمان جستجو كرد .
در پايان قرن هيجدهم كه افكار اجتماعي ، يك خصيصه علمي به خود گرفت و شروع به جستجوي قوانين اجتماعي كرد كه راهنماي رفتار بشر باشند . مطالعاتي تحت عنوان &laquo;تاريخ جهاني &raquo; انجام شد، دانشمندان در اين مطالعات بدنبال آن بودند كه &laquo;تاريخ عمومي &raquo; بشر و جوامع را از ابتداي شكل&zwnj;گيري آن مدون كنند . مورخان كه شروع كننده چنين جرياني بودند ، توجه چنداني به تاريخ سياسي و نظامي كه ( معمول قرون قبل ) بود نداشتند ، بلكه توجه آنها بيشتر متوجه ، آداب ورسوم ، نهادها ، افكار ، هنرها، و علوم بود . همين كنجكاوي باعث گرديد كه به جوامع و تمدنها بيشتر توجه كنند و اسناد فر اواني را درباره تمامي ادوار تاريخي و تمامي جوامع شناخته شده جمع آوري كنند ، در ضمن آنان اعتقاد داشتند كه تاريخ بشري &laquo;تاريخ پيشرفت بشريت است &raquo; و مطالعه تطبيقي جوامع و تمدنها آثار اين پيشرفت را مشخص مي&zwnj;كنند و بخصوص تاريخ تطبيقي بايست امكان تشخيص ادوار تاريخي و جوامعي را كه مراحل متفاوت پيشرفت بشري را نشان داده&zwnj;اند فراهم آورد . بدين منظور اين محققان آن لحظات تاريخي را كه با افزايش شناخت و معرفت گسترش هنرها ، خلاف رسوم و بهبود نهادهاي اجتماعي همراه بود، مشخص مي&zwnj;كردند و بدين سان مي توانستند از يك دوره پيشرفت سخن بگويند و واژه &laquo;فرهنگ &raquo; براي بيان اين تكامل در پيشرفت بكار گرفته شد.
در زبان فرانسه قرون وسطي، واژه (&nbsp;cultore) به معناي &laquo;پرستش مذهبي &raquo;بود وو واژه&nbsp;couture&nbsp;ياcoture&nbsp;را به معني &laquo;مزرعه شخم&zwnj;زده و بذر پاشيده &raquo; بكار مي&zwnj;برند . فعل&nbsp;cuturer&nbsp;و همچنينcoutureبه معني &laquo;عمل كاشتن زمين &raquo; به كار گرفته مي&zwnj;شود . در قرن هفدهم است كه كلمهcoltore&nbsp;به معناي &laquo; كارروي زمين مي آيد &raquo; و در قرن هيجدهم نويسندگان استفاده از&nbsp;culture&nbsp;را به طور عام براي نشا دادن &laquo; تربيت روح &raquo;آغاز مي&zwnj;كنند . در زبان فرانسه واژه &laquo;فرهنگ &raquo; به معناي پيشرفت فكري يك شخص يا به عبارت بهتر &laquo; كار لازم براي اين پيشرفت &raquo; به كار گرفته مي&zwnj;شده است .
امادر حوزه زبان انگليسي مفهوم &laquo;فرهنگ &raquo; تحولا ت ديگري به خود مي&zwnj;بيند . اي. بي. تايلور دركتب خود بنام فرهنگ&zwnj;هاي ابتداي &laquo;&nbsp;primitive cuttvre&nbsp;&raquo;كه در سال 1871 منتشر شد، براي اولين بار واژه فرهنگ را در انگلستان مطرح كرده ـ گرچه خود او وامدار كسان ديگري بود، اما به طور رسمي به او استناد مي&zwnj;كنند . تايلور &laquo;فرهنگ&nbsp;cutture&raquo; را مترادف با &laquo;تمدنcivilaaization&nbsp;&raquo; بكار گرفت . وي در ابتداي كتاب خود تعريفي از فرهنگ ارائه مي&zwnj;كند كه پس از او بارها نقل شده است:
&laquo;فرهنگ يا تمدن به مفهوم قوم نگاري عام خود، مجموعه پيچيده&zwnj;اي است مشتمل بر معارف ، معتقدات ، هنر ، حقوق ، اخلاق ، رسوم و تمامي توانايي&zwnj;ها و عاداتي كه بيشتر به عنوان عضوي از جامعه اخذ مي نمايد&raquo;.
در اينجا يك توصيف از &laquo;فرهنگ &raquo;ديده مي&zwnj;شود كه با معناي اوليه آن در زبان آلماني كه به معناي پيشرفت است، تفاوت داردو &laquo; تمدن &raquo; را نمي&zwnj;رساند بلكه به امور واقع گفته مي&zwnj;شود كه در يك مقاطع زماني خاص قابل مشاهده است، كه مي&zwnj;توان تحول آنها را دنبال كردو اين در واقع يك تولد جديد براي اين واژه بود.
بهر حال واژه &laquo; فرهنگ &raquo; (كولتور ) كه از فرانسه گرفته شده بود و از آلماني به انگليسي ترجمه شده هر بار يك معناي جديد بدان افزوده شده و از &laquo; مزرعه شخم&zwnj;زده و بذز پاشيده &raquo; كه در زبان فرانسوي قديم معنا داده تا مفهوم جامعه&zwnj;شناختي آن كه وارد زبان فرانسه شده، بسيار فراز و نشيب داشته و تحولاتي به همراه داشته كه مورد بحث ما نيست و شايد بعدها بتوان درباره آن صحبت كرد. در اينجا ما دامنه بحث خود را محدود به تعريف از واژه &laquo;فرهنگ &raquo; مي&zwnj;كنيم .
گي روشه ـ استد دانشگاه مونترال كانادا ـ با استفاده از تعريف تايلور و محققان ديگر فرهنگ را اينگونه تعريف مي&zwnj;كند.
&laquo; فرهنگ مجموعه بهم پيوسته&zwnj;اي از شيوه&zwnj;هاي تفكر احساس و عمل است كه كم و بيش مشخص است و توسط تعداد زيادي از افرادي فراگرفته مي&zwnj;شود و بين آنها مشترك است و دو شيوه عيني و نمادين به كار گرفته مي&zwnj;شود تا اين اشخاص را به يك جمع خاص و متمايز مبدل سازد &raquo; .
در كتب &laquo;فرهنگ علوم اجتماعي &raquo; تأليف آلن بيرو&laquo;فرهنگ &raquo; را &laquo;مراقب از گياهان &raquo; و معناي مجازي آن را مراقبت از انديشه معني كرده و اضافه مي&zwnj;كند:
1ـ زماني كه اين واژه ( فرهنگ ) بالاخص در مورد انسان به كار مي&zwnj;رود &laquo;ميزان آموزش و پرورش &raquo; و يا ميزان توجه به پرورش انديشه و اشتغالات فكري را مي&zwnj;سازد .
2ـ زماني كه اين اصطلاح در انسانشناسي ، مردم&zwnj;شناسي و يا جامعه&zwnj;شناسي به كار مي&zwnj;رود معنايي بالنسبه متفاوت مي&zwnj;پذيرد . و در ادامه اضافه مي&zwnj;كند كه :
&laquo;در فرهنگ مجموع حيات اجتماعي از زير بناهاي فني و سازمانهاي نهادهاي گرفته تا اشكال و صوربيان حيات رواني مطمع نظر قرار مي&zwnj;گيرند و تمامي آنان همچون يك نظم ارزشي تلقي مي&zwnj;شوند و به گروه نوعي كيفيت و تعالي انساني مي بخشد .&raquo; بهرحال بررسي تمامي نظريات درباره فرهنگ نياز به زماني طولاني دارد و گاه دويست و پنچاه تعريف و حتي بيشتر تا حدود سيصد تعريف و برخي چهارصد تعريف ر ا براي فرهنگ ذكر كرده&zwnj;اند نكته&zwnj;اي كه مي&zwnj;توان در اينجا از آن استفاده كرد اين است كه در تمامي اين تعاريف به نوعي به مجموعه دستاوردهاي معنوي و مادي بيشتر تكيه شده است . برخي از اين تعاريف ذيلاً آورده مي&zwnj;شود :
&laquo; فرهنگ عبارت است مجموعه&zwnj;اي از عقايد، عادات، فرمها، و هنرهاي متعلق به جمعي از انسانها در زمان و مكان مشخص &raquo;
&laquo; فرهنگ عبارت است از سيستم رفتارها و حالتهاي متكي برضمير ناخودآگاه&raquo;
&laquo; فرهنگ عبارت است از ارتباط متقابل سه عامل : ارزشها با روابط و ساختارها ي اجتماعي &raquo;
&laquo; فرهنگ عبارت است از رفتار متعارف و مرسوم جامعه ، فرهنگ بر همه كنشهاي فرنفوذ مي&zwnj;كند حتي اگر وي به دشواري از آن آگاه باشد.&raquo;
&laquo; فرهنگ به معناي كليت در هم تنيده&zwnj;اي است در رفتار سنتي كه نژاد بشر آن را پرورانده است و نسل به نسل آموخته مي&zwnj;شود .&raquo;
از اين پژوهشگران نوعي طبقه&zwnj;بندي را بر مبناي نوع تعريف و عناصر مندرج در هر تعريف و تكيه&zwnj;گاههاي هر تعريف به عمل مي&zwnj;آورد و بيان مي&zwnj;كند كه واژه فرهنگ را مي&zwnj;توان از زواياي مختلف نگاه كرد كه عبارتند از :
الف) تعريفهاي تاريخي : كه تكيه برروي ميراث فرهنگي و وراثت اجتماعي در فرهنگ دارند.
ب) تعريف&zwnj;هاي تشريحي: كه برروي قاعده يا را و روش تكيه داردو فرهنگ يك جامعه را راه و رسم زندگي اعضاي آن مي&zwnj;داند.
ت) تعريفهاي روانشناختي: در اين گروه ياتاكيد برفرهنگ بعنوان وسيله &laquo; ساز واري &raquo; و حل مسائل است و يا تاكيد برفرهنگ به عنوان &laquo; آموختگي &raquo; صورت اجتماعي است. و تجسم آموزشهاي يك گروه اجتماعي در طول نسلها و يا تاكيد برعادات است .
ث) تعريفهاي ساختاري : كه برالگوسازي يا سازمان فرهنگ متكي است.
ج) تعريفهاي تكويني : كه فرهنگ را متكي بريك فرآورده يا ساخته يا تصورات يا نهادها مي&zwnj;داند.
در بين متوني كه از گذشته&zwnj;هاي دور به ميراث رسيده واژه :&laquo;فرهنگ &raquo; در معياري خاص استفاده شد، اينكه كلمه &laquo;فرهنگ &raquo; از دو حرف &laquo;فره &raquo; به معناي &laquo;شكوه و عظمت &raquo; است و &laquo; هنگ &raquo; از ريشه اوستايي &laquo;سنگ &raquo; به معني &laquo;كشيدن&raquo; و &laquo; سنگيني &raquo; و &laquo;وقار &raquo; برگرفته شده جاي تأمل و تدفيق بيشتري دارد.
بنابه پژوهش يكي از پژوهشگران كلمه فرهنگ در متون پهلوي به معناي &laquo;دانش و دانايي&raquo; آمده است .
&laquo; به خاستاري فرهنگ كوشا باشيد . چه فرهنگ تخم دانش است و برآن خرد است و خرد آرايش دو جهان است و درباره آن گفته&zwnj;اند كه فرهنگ اندر فراخي پيرايه و اندر شگفتي ( سختي ) پانه ( نگهبان ) و اندر آستانه ( مصيبت ) دستگير و اندر تنگي پيشه است .&raquo;
( به نقل از دكتر محمود روح&zwnj;الاميني از كتاب مباني انسان&zwnj;شناسي ) در شاهنامه فردوسي نيز فرهنگ با معاني متفاوت و به معني دانش علم ، نيكمردي و مترادف با خصايل اخلاقي به كار رفته است، در شعر مربوط به اندرزنامه انوشيروان &raquo;آمده:
زادنابپرسيد سپس دادگر كه فرهنگ بهتر بوديا گهر&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;چنين دادپاسخ بدرورهنمون كه فرهنگ باشد زگوهرفزون
كه فرهنگ آرايش جان بود زگوهر سخن گفتن آسان بود&nbsp;&nbsp;گهربي هنرزلروخواراست و مست به فرهنگ باشد روان تندرست
در اختمام برهان قاطع لغت فرهنگ بدين معني آورده :
&laquo; برون و معني فرهنج است كه علم و دانش و عقل و ادب و بزرگي و سنجيدگي باشد ، كتاب لغات فارسي را نيز گويند. نام مادر كيكاووس هم بوده ، شاخ درختي را نيز گويند كه در زمين خوابانيده خاك برروي آن بريزد تا از جاي ديگر سربرآورد و كاريزآب را نيز گفته&zwnj;اند . چه دهن فرهنگ جايي را مي&zwnj;گويند از كاريز كه آب برروي زمين&zwnj;آيد&raquo;
تا همين اواخر كلمه &laquo; فرهنگ &raquo;&zwnj;به معني &laquo;علم و دانش &raquo; به كار مي&zwnj;رفت و اطلاق نام &laquo;اداره فرهنگ&raquo; به آموزش و پرورش فعلي با توجه به همين مفهوم و معني بود، به علاوه كلمه فرهنگ با مفهوم روشنفكري و طبقاتي مترادف كلمات &laquo;مبادي آداب &raquo;، &laquo; باريك انديش&zwnj;&raquo;،&laquo;با سواد&zwnj;&raquo;، &laquo;اهل مطالعه &raquo; ، &laquo; خوش مشرب&raquo; ، &laquo; آشنا با آداب و رسوم خاص &raquo; و &laquo;مؤدب و داراي خصايص اخلاقي &raquo; نيز به كار مي&zwnj;رود و معمول چنين استنباط مي&zwnj;شود كه كسي را مي&zwnj;توان &laquo;بافرهنگ &raquo; ناميد كه با رفتار مؤدبانه&zwnj;اش براي خود شخصيت و موقعيتي احراز كند،&zwnj;در همين جا بايد گفت كه تمامي اين مفاهيم در مفهوم جامعه&zwnj;شناسي آن جزيي از &laquo;فرهنگ &raquo; است ن خود فرهنگ .
پي&zwnj;نوشت :
در اين نوشته از كتب زير استفاده شده
1ـ جاناتان اچ ـ ترنروال بيگي . پيدايش نظزيه جامعه&zwnj;شناختي . ترجمه ، عبدالعلي لسايي&zwnj;زاده، شيراز : مركز دانشگاه شيراز 1371
2ـ گي روشه. كنش اجتماعي . ترجمه هما زنجاني&zwnj;زاده .
مشهد : دانشگاه فردوسي مشهد 1367
3ـ آلن پيرو. فرهنگ علوم اجتماعي . ترجمه باقر روحاني . تهران : مؤسسه كيهان 1370
4ـ روح&zwnj;الااميني محمود. مباني انسان&zwnj;شناسي .
تهران : انتشارات عطار 1370
5ـ شريعتي علي. فرهنگ و ايدئولوژي . تهران : حسينيه ارشاد 1350
6ـ حق&zwnj;شناس فرامرز ( تعاريف فرهنگ و ...) فصلنامه دانشگاه انقلاب . شماره89]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:08:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بررسی شیب تند کاهش صادرات فرش ایران</title>
<link>https://culture.loxblog.com/بررسی-شیب-تند-کاهش-صادرات-فرش-ایران</link>
<guid>https://culture.loxblog.com/بررسی-شیب-تند-کاهش-صادرات-فرش-ایران</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp; &nbsp;&nbsp; مدیریت بازار یابی فرهنگی
&nbsp;موضوع تحقیق: بررسی شیب تند کاهش صادرات فرش ایران
نام&nbsp; استاد:&nbsp; استاد رضائی پور
نام دانشجویان:حسن روزبان،پریساپورمروت جو،آمنه فرخی،فاطمه چوبتراش،عشرت پروازی
کارشناسی مدیریت امور فرهنگی ترم 4
سال تحصیلی1392
دانشگاه جامع علمی کاربردی فرهنگ و هنر واحد 1 رشت
&nbsp; بررسی شیب تند کاهش صادرات فرش ایران
&nbsp;مسوولان کشور در حالی در تلاش برای افزایش صادرات کالاهای غیرنفتی هستند که آمارهای رسمی حکایت از روند نه چندان مطلوب صادرات کالاهای برتر صادراتی ایران دارد. فرش که از کالاهای شاخص صادراتی ایران است، در دو سال گذشته با کاهش صادرات مواجه شده و این وضعیت همچنان ادامه دارد. در سه ماه منتهی به خرداد ماه امسال صادرات این کالا نسبت به مدت مشابه در سال گذشته 50 درصد کمتر شده است؛ این در حالی است که در سال 1391 نیز ارزش صادرات فرش دستباف ایرانی در مقایسه با سال پیش از آن 23 درصد کاهش یافت.
&nbsp;
 &nbsp; &nbsp;&nbsp; مدیریت بازار یابی فرهنگی
&nbsp;موضوع تحقیق: بررسی شیب تند کاهش صادرات فرش ایران
نام&nbsp; استاد:&nbsp; استاد رضائی پور
نام دانشجویان:حسن روزبان،پریساپورمروت جو،آمنه فرخی،فاطمه چوبتراش،عشرت پروازی
کارشناسی مدیریت امور فرهنگی ترم 4
سال تحصیلی1392
دانشگاه جامع علمی کاربردی فرهنگ و هنر واحد 1 رشت
&nbsp; بررسی شیب تند کاهش صادرات فرش ایران
&nbsp;مسوولان کشور در حالی در تلاش برای افزایش صادرات کالاهای غیرنفتی هستند که آمارهای رسمی حکایت از روند نه چندان مطلوب صادرات کالاهای برتر صادراتی ایران دارد. فرش که از کالاهای شاخص صادراتی ایران است، در دو سال گذشته با کاهش صادرات مواجه شده و این وضعیت همچنان ادامه دارد. در سه ماه منتهی به خرداد ماه امسال صادرات این کالا نسبت به مدت مشابه در سال گذشته 50 درصد کمتر شده است؛ این در حالی است که در سال 1391 نیز ارزش صادرات فرش دستباف ایرانی در مقایسه با سال پیش از آن 23 درصد کاهش یافت.
البته در حال حاضر فرش دستباف با احتساب میعانات گازی و پتروشیمی در جایگاه شانزدهم کالاهای صادراتی قرار دارد و بدون احتساب این اقلام رتبه پنجم صادرات کالاهای غیرنفتی را دارد. چند روز گذشته نیز مدیرعامل شرکت سهامی فرش ایران نسبت به افت شدید آمار ارزشی صادرات فرش دستباف ایران در مقایسه با آمار وزنی آن هشدار داد و خواستار تحلیل و بررسی آن شد. محمدرضا عابد در این زمینه گفت: با نگاهی به آمار ابتدایی نقل شده از گمرک ایران درباره میزان صادرات فرش ایران در سه ماه منتهی به خرداد ماه امسال، شاهد کاهشی کمتر از 10 درصد در وزن و کاهشی حدود 50درصد در ارزش صادرات این کالا هستیم.&nbsp; وی اختلاف بسیار میان این روند کاهشی در وزن و ارزش فرش&zwnj;های صادراتی از کشور را قابل تامل دانست و افزود: این اندازه از تفاوت که در ماه&zwnj;های اخیر فاصله بیشتری هم یافته است، منطقی نیست و باید علل آن بررسی و در تصمیم&zwnj;گیری&zwnj;های آتی مورد توجه قرار گیرد. عابد درباره علل احتمالی این اختلاف در ارزش و وزن فرش&zwnj;های صادراتی کشور گفت: صدور فرش&zwnj;های دست دوم با بهایی نازل تر و به جای فرش&zwnj;های نو یا اعلام قیمتی کمتر از ارزش واقعی فرش&zwnj;های نو در گمرک، می&zwnj;تواند از علل این تفاوت کاهشی باشد. وی در عین حال ابراز امیدواری کرد با دور شدن از نوسانات نرخ ارز و تثبیت آن روند صادرات فرش ایران دوره مناسب&zwnj;تری را تجربه کند. اما کاهش میزان صادرات فرش دستباف چه از نظر وزن و چه از نظر ارزش به سه ماه گذشته محدود نمی&zwnj;شود. در سال 1391 نیز صادرات فرش دستباف نسبت به سال 1390 کاهش داشت. بر اساس آمار گمرک صادرات فرش دستباف در سال گذشته 56/23 درصد از نظر ارزشی و 52/11 درصد از نظر وزنی نسبت به سال1390 کاهش یافت.
 دلایل کاهش صادرات فرش ایران در این مورد محمد بهاروند، مدیرعامل اتحادیه مرکزی فرش دستباف روستایی ایران معتقد است: مهم&zwnj;ترین عاملی که بر بازار فرش دستباف تاثیر گذاشته، تحریم&zwnj;ها است. بهاروند با بیان اینکه در حدود ۲۵ تا ۳۵درصد از مواد اولیه فرش وارداتی است، گفت: موادی از جمله پشم و ابریشم غالبا از کشورهای استرالیا، نیوزیلند، چین و اروگوئه وارد می&zwnj;شود. وی در مورد اثر تحریم&zwnj;ها بر صنعت فرش گفت: بعد از شدت یافتن تحریم ها، قیمت مواد اولیه بین ۵ تا ۷ برابر شده است، به طور مثال ابریشم که در گذشته کیلویی ۶۰هزار تومان خریداری می&zwnj;شد، اینک بعد از شدت یافتن تحریم&zwnj;ها به ۳۵۰هزار تومان رسیده است، بنابراین این افزایش قیمت مواد اولیه تاثیر بسزایی بر قیمت فرش گذاشته است. وی تصریح کرد: همچنین در گذشته یک &laquo;ال.سی&raquo; در مدت ۴۵روز افتتاح می شد، در حالی که الان نمی توانیم &laquo;ال.سی&raquo; باز کنیم. بهاروند تاکید کرد: همین افزایش قیمت در کنار تحریم&zwnj;ها سبب کاهش چند درصدی صادرات فرش از نظر حجم شده که البته به لحاظ مقداری به دلیل افزایش نرخ ارز، با افزایش روبه&zwnj;رو بوده&zwnj;ایم. مدیرعامل اتحادیه مرکزی فرش دستباف روستایی ایران، اظهار کرد: ما به تمام نقاط دنیا فرش صادر می&zwnj;کنیم که در این بین فقط برای کشور آمریکا به دلیل تحریم&zwnj;ها به صورت غیرمستقیم این کار صورت می&zwnj;گیرد. وی با اشاره به اینکه سهم آمریکا از صادرات فرش دستباف ایران در حدود ۲۵درصد است، تصریح کرد: متاسفانه مجبوریم برای صادرات فرش به آمریکا ابتدا فرش را به کشور دیگر بفرستیم و از کشور دوم، به آمریکا صادر می&zwnj;شود. بهاروند فرش بافی را شغل مکمل دامداری و کشاورزی عنوان کرد و گفت: به همین دلیل در زمان کاشت و برداشت محصولات کشاورزی تولید فرش دستباف کاهش می&zwnj;یابد. وی با بیان اینکه ۹۰درصد فرش دستباف در کشور از سوی کشاورزان و روستائیان بافته می&zwnj;شود، گفت: متاسفانه پرداخت یارانه&zwnj;ها سبب شده است تا انگیزه روستاییان برای بافت فرش کاهش يابد. بهاروند گفت: پیش از این در حدود سه میلیون نفر در این حرفه مشغول به کار بوده&zwnj;اند، ولی در حال حاضر این تعداد به 5/1میلیون نفر کاهش یافته است. وی همچنین گفت: البته اتحادیه به کمک نمایندگان مجلس بیمه درمانی قالیبافان را که همراه با بیمه بازنشستگی است به تصویب رسانده است که این مساله افراد را برای تولید بیشتر فرش ترغیب کرده است.
 دگرگونی&zwnj;های بازارهاي هدف بر اساس آمار رسمی گمرک، 10 كشور اول بازار فرش دستباف در سال 1391 عبارت بودند از آلمان، امارات، لبنان، ژاپن، قطر، ايتاليا، سوئيس، كانادا، انگليس و سوئد. در این میان بالاترين رشد میزان صادرات ایران مربوط به كشورهاي عمان، آفريقاي جنوبي، چين و روسيه به ترتيب با 10، 7، 6 و 4&nbsp; رتبه صعود است. اين در حالي است كه كشورهايي همچون دانمارك، پاكستان و مالزي هر كدام به ترتيب با 10، 5 و 4 رتبه نزول از صدرنشيني 10 كشور اول صادراتي ايران بازماندند. کارشناسان می&zwnj;گویند: كشورهايی که افزایش واردات فرش ایرانی را داشته اند، نشان&zwnj;دهنده بازارهاي طلايي در حال جهش صادرات فرش دستباف ايران است و لازم است مركز ملي فرش ايران به همراه تمام ذي&zwnj;نفعان اين صنعت به خصوص تجار و صادركنندگان در دو سطح كوتاه&zwnj;مدت و بلند&zwnj;مدت براي حفظ روند حاكم و توسعه شتاب آن به خصوص در دو بازار بسيار بزرگ چين و روسيه برنامه&zwnj;ريزي کنند.
 ريزش&zwnj;ها و رويش&zwnj;ها به روايت آمار البته کاهش صادرات فرش دستباف ایرانی در حالی است که صادرات این کالا به برخی کشورها رشد داشته است. 12 بازار هدف به لحاظ ارزشي و وزني از رشد مثبتي برخوردار بودند كه به ترتيب ارزشي عبارت از: روسیه با 127درصد رشد، عمان با 83درصد رشد، اردن با 58درصد رشد، آفریقای جنوبی با 35درصد رشد، چین با 29درصد رشد، قطر با 19درصد رشد، ژاپن 19درصد رشد، سوئیس 13درصد رشد، نروژ 12درصد رشد، عربستان با 10درصد رشد، استرالیا با 3درصد رشد و لبنان با یک درصد رشد است. همچنین صادرات فرش دستباف در سال 1391 به 1390 در كشور امارات به عنوان يك كشور واسطه صادراتي نصف شده و بازار قديمي مثل آلمان بيش از 30 درصد كاهش پيدا كرده است. از سوی دیگر، بر اساس آمار گمرک در سال 1391 كشورهاي آسيايي و خاورميانه به تنهايي 52درصد از صادرات فرش دستباف ايران را به خود اختصاص دادند. اين در حالي است كه اين رقم در سال 1390، 47 درصد بوده و نشان از رشد محسوس صادرات به كشورهاي آسيايي به ویژه كشورهاي غيرعربي دارد. در اين ميان، كشورهاي عضو منطقه يورو از كاهش محسوسي برخوردار بوده و اكثر كشورهاي اين منطقه نسبت به سال 1390 از كاهش واردات فرش دستباف ايران برخوردار بودند. با این وجود رشد صادرات ایران به برخی از کشورها امید به یافتن بازارهای جدید برای فرش دستباف ایرانی را بیشتر می&zwnj;کند.
&nbsp;
&nbsp;
منبع : روزنامه دنيای اقتصاد
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:08:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نقش و اهمیت تبلیغات در بازاریابی فرهنگی</title>
<link>https://culture.loxblog.com/نقش-و-اهمیت-تبلیغات-در-بازاریابی-فرهنگی</link>
<guid>https://culture.loxblog.com/نقش-و-اهمیت-تبلیغات-در-بازاریابی-فرهنگی</guid>

<description><![CDATA[
عنوان: اهمیت و نقش تبلیغات در بازاریابی فرهنگی
&nbsp;
تهیه تنظیم: زهره سیاحی &ndash; فرشته اسدپور- زینب زمانی- زهرا پرموزه- حمیده پورجوادخواه
بازار
كلمه بازار تداعي كننده خياباني شلوغ و مملو از خريداران و فروشندگان است. اما به صورت دقيق تر بازار را به عنوان هر مكاني كه گروهي از خريداران واقعي و بالقوه يك محصول وجود داشته باشند, تعريف مي&zwnj;كنند. اندازه بازار به تعداد كساني كه اظهار نياز&nbsp;مي كنند و ميزان نياز آنها و توانايي خريداران براي انجام معامله بستگي دارد.
بازاریابی
بازاريابي به معناي اداره كردن و گسترش بازارها به منظور تامين نيازهاي خريداران و شناسايي نيازهاي بالقوه است. فعاليت هاي بازاريابي را مي توان به ترتيب توليد محصول، تحقيق بازار،&nbsp; ايجاد ارتباط، توزيع،&nbsp; قيمت گذاري و ارائه خدمات دانست.
&nbsp;مطلب ارسالی ازSayah
عنوان: اهمیت و نقش تبلیغات در بازاریابی فرهنگی 
بازار
كلمه بازار تداعي كننده خياباني شلوغ و مملو از خريداران و فروشندگان است. اما به صورت دقيق تر بازار را به عنوان هر مكاني كه گروهي از خريداران واقعي و بالقوه يك محصول وجود داشته باشند, تعريف مي&zwnj;كنند. اندازه بازار به تعداد كساني كه اظهار نياز&nbsp;مي كنند و ميزان نياز آنها و توانايي خريداران براي انجام معامله بستگي دارد.
بازاریابی
بازاريابي به معناي اداره كردن و گسترش بازارها به منظور تامين نيازهاي خريداران و شناسايي نيازهاي بالقوه است. فعاليت هاي بازاريابي را مي توان به ترتيب توليد محصول، تحقيق بازار،&nbsp; ايجاد ارتباط، توزيع،&nbsp; قيمت گذاري و ارائه خدمات دانست.
اما فلسفه اصلي مديريت بازاريابي برچهار عامل استوار است كه آنها را با عنوان چهار p (محصول،&nbsp; قيمت، تشويق،&nbsp; جايگاه) مي شناسند.&nbsp; مشخصات محصول،&nbsp; قيمت تعيين شده براي آن، جايگاه مناسب زماني و مكاني براي عرضه محصول و عوامل تشويق كننده اي مانند تبليغ و اطلاع رساني تشكيل دهنده آميخته بازاريابي مي باشند.
&nbsp;بازاريابی اميال و نيازهای ارضا نشده را شناسايی مي&zwnj;كند. همچنين ضمن تعريف و تخمين اندازه يك بازار تعريف شده، ميزان سودآوري آن را نيز اندازه&zwnj;گيری مي&zwnj;كند. به عبارت ديگر بازاريابی، بخش&zwnj;هايی از بازار را به عنوان مناسب&zwnj;ترين بخش بازار برای شركت شناسايی و مشخص می&zwnj;كند كه شركت نيز توانايی و امكان عرضه خدمات به آنها را دارد و همچنين مناسبترين محصولات و خدمات مورد نياز آن بخش را طراحی و معرفی می&zwnj;كند.
بازاریابی دارای دو جنبه است:
1-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; از طرف بازاریابی، نوعی نگرش مدیریت است که برجلب رضایت مشتری تکیه دارد.
2-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; از طرفی مجموعه ای از فعالیت ها برای اجرای فلسفه بازاریابی است.
بازاریابی فرهنگی (MarketingCulture)
حال با توجه به مفاهیم ارائه شده از بازاریابی و فرهنگ به استخراج تعریف بازاریابی فرهنگی می پردازیم.
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; به مجموعه ای از فعالیت های انسان، فرهنگی، برنامه ریزی شده، هدایت شده جهت پاسخ گویی به نیاز های فرهنگی جامعه از طریق ارائه خدمات یا کالاهای فرهنگی انجام می شود بازاریابی فرهنگی گوییم.
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بازاریابی فرهنگی فرایندی است در راستای پیش بینی نیاز های فرهنگی جامعه و پاسخ گویی به نیاز ها از طریق مبادلات فرهنگی&nbsp; .
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مجموعه فعالیتی که منجر به جلب توجه مشتری برای تامین خدمات یا کالای فرهنگی خواهد شد.
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تلاش سازمان یافته برای پیش بینی نیازهای فرهنگی جامعه و پاسخگویی به آن نیاز.
مدیریت&nbsp; بازاریابی فرهنگی
&nbsp;به جریان برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری نیروی انسانی و منابع جهت هماهنگی و کنترل مطلوب جریان عرضه و تقاضای کالا و خدمات فرهنگی مدیریت &nbsp;بازاریابی فرهنگی گفته می شود.
عبارت است از تجزیه و تحلیل، برنامه ریزی، اجرا و کنترل برنامه هایی که هدف آن ایجاد سطح مطلوبی از مبادلات فرهنگی باشد..
روند مدیریتی که رضایتمندی مشتری را به صورت مستمر و ثمر بخش در طول زمانی معین ،مشخص پیشگویی می کند.
وظایف اصلی در مدیریت بازاریابی فرهنگی
1-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تحلیل: کسب اطلاع از بازارهایی که موسسه یا سازمان فرهنگی در آن فعالیت می کنند.
2-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تعین هدف های بازاریابی : شناخت روند های بازارهایی که پتانسیل وجود دارد.
3-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; برنامه ریزی: تصمیم گیری برای میزان کالا و خدمات که پاسخگوی نیاز جامعه خاص یا تعریف شده فعلی و آینده باشد.
4-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اجرا: سازماندهی جهت توسعه،تولید و توزیع محصولات و خدمات فرهنگی
5-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کنترل: بررسی وضعیت مطلوب طراحی می باشد و یا وضعیت موجود و ارزیابی آن که آیا باهدف مورد نظر تطبیق دارد یا خیر؟
6-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ایجاد تقاضا: بایستی برای محصول و خدمات ارائه شده تقاضا ایجاد نمود.
7-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; شناخت دقیق عناصر فرهنگی مخاطب در بازاریابی
اهمیت و نقش بازاریابی فرهنگی در ارائه ی محصولات و خدمات فرهنگی
1-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; توجه و تمرکز جامعه به سمت فعالیت ها و خدمات فرهنگی در جامعه (ایجاد نیاز)
2-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; زمینه گسترش و توسعه فعالیت های فرهنگی را فراهم می آورد .
3-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; موجب گسترش دانش فرهنگی جامعه خواهد شد.
4-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; به توسعه فرهنگی کمک می کند .
5-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; با عث ترویج فرهنگ در سطح بین المللی می شود.
6-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; به بهبود کیفی خدمات و کالا های فرهنگی&nbsp; کمک می کند.
7-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; موجب حفظ و بقاو ترویج ارزشها ی فرهنگی&nbsp;&nbsp; می شود.
8-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; موجب بقای موسسات و تولید کنند گان و عرضه کنندگان کالاهای فرهنگی می شود.
9-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بستر ساز سرمایه گزاری و تقویت نهادهای فرهنگی می شود.
10-&nbsp; انتقال سرمایه های سرگردان به سوی فعالیت های فرهنگی می شود.
11-&nbsp; باعث کار آفرینی در صنایع فرهنگی می گردد.
12-&nbsp; با عث پویایی فرهنگی می شود.
13-&nbsp; شناخت بهتر نیاز های فرهنگی و دسته بندی آنها جهت ارائه دهندگان کالا و خدمات فرهنگی را به دنبال خواهد داشت.
14-&nbsp; گستردگی خلاقیت و نوآوری و خدمات در کالا های فرهنگی را در پی دارد.
15-&nbsp; صنایع فرهنگی کهن را براساس مختصات و نیاز روز بازتعریف و بازتولید می کند.
16-&nbsp; باعث افزایش سواد فرهنگی و به دنبال آن ارتقا ی دیگر جنبه های سوادی را به همراه می آورد.
17-&nbsp; فرهنگ موتور محرکه جامعه است که بازاریابی فرهنگی این موتور را فعال و حرکت آن را تسریع می کند.
بازاریابی بین&zwnj;المللی فرهنگ(InternationalMarketing Culture)
&nbsp;بازاریابی بین&zwnj;المللی، در ساده ترین سطح خود، فرآیندی است که در آن یک شرکت تجاری باید در مورد آمیخته بازاریابی خود در ورای مرزهای کشورش تصمیم&zwnj;گیری کند. پیچیده&zwnj;ترین سطح آن، شامل ایجاد واحد تولیدی و هماهنگ کردن استراتژی بازاریابی شرکت در سراسر جهان می&zwnj;باشد.
طبق تعریفی دیگر، بازاریابی بین&zwnj;المللی عبارت است از انجام فعالیت&zwnj;های تجاری برای رساندن کالا و خدمات یک شرکت به مشتریان یا مصرف&zwnj;کنندگان خود در بیش از یک کشور، به منظور کسب سود.
مراحل و اصول بازاریابی جنبه استاندارد و عمومی دارند و در همه بازارها و کشورها قابل اجرا هستند. تنها وجه تمایز بازاریابی داخلی و بازاریابی بین&zwnj;المللی در حوزه فعالیت آنهاست. همین تفاوت مهم مبحث جدید بازاریابی بین&zwnj;المللی را بوجود می&zwnj;آورد که از جمله مسائل مورد توجه در آن، آگاهی از مسائل کشور(های) دیگر، اتخاذ استراتژی&zwnj;های مناسب برای ورود به کشورها و بازارهای مختلف و انجام اقدامات خاص در بازارهایی است که برای خارجیان تا حدی با اطمینان کمتر و ریسک بالاتر همراه است.
عوامل موثر در ترویج عبارتند از:
&nbsp;&nbsp; 1. تبلیغات : هرگونه ارایه و عرضه ایده ها، كالاها یا خدمات كه یك واحد تبلیغاتی، فرد یا موسسه انجام دهد كه مستلزم پرداخت هزینه باشد.
&nbsp;&nbsp; 2. روابط عمومی: ایجاد مناسبات مطلوب با جوامع مختلفی است كه با شركت سروكار دارند از طریق كسب شهرت خوب، ایجاد تصویر ذهنی كلی مطلوب و برخورد مناسب، با برطرف كردن مسایل، شایعه ها، حرف وحدیث ها و وقایع نامطلوب..
&nbsp;&nbsp; 3. پیشبرد فروش: محرك های كوتاه مدت برای تشویق یا خرید محصول و خدمات .
&nbsp;&nbsp; 4. فروشندگی فردی: فرایند فروش به شكلی كه شامل ارایه حضوری و فرد به فرد یك كالا از یك فرستنده به یك خریدار است.
&nbsp;&nbsp; 5. بازاریابی مستقیم: استفاده از ارتباط مستقیم در جهت رسیدن به مصرف كننده و مخاطب، عمدتاً از طریق بهره گیری از شیوه های نوین ارتباطی.
&nbsp;&nbsp; برای موفقیت در هر یك از عوامل ترویج لازم است سایر عوامل را نیز به كار بگیریم. ابزارهای گوناگونی در ترویج موثر هستند كه بكارگیری آنها در جای مناسب می تواند ما را به نتیجه مطلوب برساند. در كشور ما، در اذهان عمومِ مردم، بسیاری از ابزارهای پیشبرد فروش و روابط عمومی، فروشندگی شخصی&nbsp; و بازاریابی مستقیم، به عنوان تبلیغات جای گرفته است.&nbsp; باید توجه داشت كه جایگاه تبلیغ به عنوان یكی از عناصر مهم ترویج یا به زعم دكتر محمدیان به عنوان مهاجم تیم فوتبال بسیار ملموس تر از سایر عوامل است.
نقش تبلیغات در بازاریابی 
امروزه تولید و ارائه کالا به تنهایی کافی نیست اگر بخواهیم در یک محیط رقابتی موفق شویم باید مشتریان را جذب کرد و تبلیغ بخشی از بازاریابی موفقیت آمیز به حساب می آید اگرچه بازاریابی و تبلیغات دو مقوله مجزا هستند اما اساساً تبلیغات ابزار مهم جذب مشتری و تقویت بازار یک کالاست برای ترویج استفاده از یک کالا بعد از کیفیت کالا تبلیغات نیاز اولیه محسوب می شود. تبلیغ کمک می کند که مشتریان به تولید کننده کالا وفادار بمانند و هم بازار جدیدی را برای شرکت به وجود می آورد برای تبلیغات شیوه های مختلفی وجود دارد از جمله رسانه (تلویزیون، رادیو)، مجله، روزنامه، اینترنت و ... که برای معرفی کالا و اگهی های تجاری و علاقه مند کردن مشتریان بسیار مناسب اند البته باید عنوان کرد که روش تبلیغ نیز بسیار مهم است. اصولاً تبلیغ های نهفته شاید بیشترین اثر را در مخاطب داشته باشند تبلیغاتی که آهسته و آرام به مرزهای شخصی رخنه می کند نه آشکارا که مخاطب قصد مقابله با آن را داشته باشد مثلاً تبلیغ یک کالا در بطن یک فیلم پرمخاطب نه تنها مزاحمتی برای مخاطب ایجاد نمی کند بلکه به مرور زمان با تکرار تبلیغ اسم و نوع کالا در ذهن مخاطب شکل می گیرد این در حالی که می بینیم هنگام پخش تیزرهای تبلیغاتی میان یک برنامه موفق یا یک مجموعه تلویزیونی پربیننده بسیاری از مخاطبان در مدت زمان تبلیغات شبکه های دیگری را نگاه می کنند پس شناخت مشتری در تعیین روش تبلیغات نیز مؤثر است.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در واقع بازاریابی به دنبال تأمین نیازهاست بنابراین بازاریاب باید بررسی کند با توجه به این که سلیقه مصرف کنندگان متفاوت است و این سلیقه ها هم دستخوش تغییر و تحول می شود به چه صورتی می تواند کالا و خدمات را بهتر، بیشتر،دقیق تر و در نهایت با کیفیت بالا به مردم ارائه کند اگرچه در زمینه بازاریابی هزینه های زیادی صرف تبلیغات می شود که البته برای رسیدن به جایگاه مناسب در کسب و کار لازم است اما هماهنگی در عوامل بازاریابی نیز نقش به سزایی را ایفا می کنند اگر نظام بازاریابی را مثل یک تیم فوتبال فرض کنیم تبلیغات و عوامل بازاریابی در نقش مهاجمان تیم هستند برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب تیم باید با یکدیگر همکاری داشته باشند عوامل مؤثر در بازاریابی نیز باید با هم همکاری کنند تا به نتیجه مطلوب که فروش می باشد دست پیدا کنند ضعف هر کدام از عوامل ایجاد خدشه در بازاریابی می کند. یک بازاریاب موفق قبل از تبلیغ کالا که مهمترین نحوه آشنایی خریدار با جنس یا کالا و خدمات می باشد باید توانایی این را داشته باشد که با تلفیق اصول بازاریابی که تبلیغات یکی از ارکان آن است بتواند راه را برای عرضه گسترده به بازار هموار کند بنابراین شرط اصلی موفقیت یک تولید کننده کالای فرهنگی یا ارائه کننده خدمات و یک مدیریت صحیح این است که ابتدا افراد متخصص و آگاه را به بازار به منظور بازاریابی جذب کند. کسانی را که قدرت خلاقیت و نوآوری و ترکیب کردن علم و تجربه در زمینه بازاریابی داشته باشند و یتوانند با هر ترفندی از نیازهای مشتری آگاهی یافته و زمینه را برای شناساندن کالا به مشتری مهیا کند و تعداد مصرف کنندگان را افزایش دهد.
نتيجه گيري
تجارت، بازار و بازاریابی موضوعی مهم و پیچیده است و تنها کسانی در این حوزه موفق هستند&nbsp; که بتوانند قبل از هر چیزی مخاطبان و نیازهای آنان را شناسایی کنند و آن نیازها را با کالای فرهنگی تولید شده تطبیق دهند اینجانب که برای فروش کالا در حد وسیع تر نقش تبلیغات آشکار می شود با تبلیغات مناسب می توان نگاه مخاطب را به سوی نیازش معطوف کرد یک مُبلغ آگاه در تبلیغات با ارائه توصیف کامل کالا به نیاز مخاطب پاسخ می دهد و او را ترغیب به استفاده از کالا می کند در مسیر تبلیغات باید اعتماد مشتری را به نوع کالا بالا برد و به او اطمینان داد که با استفاده از خدمات ما می تواند نیازهای خود را تأمین کند اما اگر روش تبلیغ نادرست باشد و نتواند کالا را به مخاطب بشناساند در واقع زمان و هزینه، انرژی صرف شده برای تبلیغات هدر رفته است بعد از تبلیغ اولیه و جذب مشتری به بازار مشکل ترین مرحله آغاز می شود چون بازاریاب خوب نباید بگذارد مشتری عرصه خرید بازار را ترک کند و باید بتواند مشتری را برای بازار کالای خود نگه دارد بازاریاب می تواند اطلاعات تازه در خصوص کالاهای جدید یا خدمات پس از فروش را برای مشتری ارسال کرده و از این طریق ارتباط خود را با مشتری حفظ کند به طوری که مشتری کالای خریداری شده را هرگز فراموش نکند. 
تهیه تنظیم: زهره سیاحی &ndash; فرشته اسدپور- زینب زمانی- زهرا پرموزه- حمیده پورجوادخواه]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:08:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>توسعه اقتصادی و فرهنگی در نظام حکومتی علوی</title>
<link>https://culture.loxblog.com/توسعه-اقتصادی-و-فرهنگی-در-نظام-حکومتی-علوی</link>
<guid>https://culture.loxblog.com/توسعه-اقتصادی-و-فرهنگی-در-نظام-حکومتی-علوی</guid>

<description><![CDATA[
توسعه اقتصادی  یکی از حقوق شهروندان تامین نیازهای مادی و معیشتی آنان از طریق توسعه اقتصادی است. حکومت باید برای این امر راهکارهای اساسی و بنیادی بیندیشد و با بر پا ساختن اقتصادی شکوهمندو پویا شهروندان را به رفاه و آسایش برساند. حکومت دینی با دو نگاه به مسائل رفاهی و اقتصادی شهروندان خود می نگرد: یکی ناپسند بودن فقر و دوم ارتباط سببی فقر با ایمان.  حضرت فقر را &ldquo;مرگ بزرگ&rdquo; (1) &ldquo;بدتر و دشوارتر از گور&rdquo; (2) و &ldquo;مانع بیان حجت&rdquo; (3) توصیف می کند و خطاب به محمدبن حنفیه می فرماید:  پسرم من از فقر بر تو بیمناکم. از این آفت به خدا پناه ببر زیرا فقر می تواند عامل نقصان ایمانت گردد. (4)  اهمیت فقرزدایی نزد آن بزرگوار به اندازه ای بودکه اصلاح وضع زندگی مردم را یکی از اهداف حکومت و جنگ های خود می شمرد.  ... اصلاح وضعیت مردم و شهرها است. (5) ]خدایا تو می دانی که هدف ما از حکومت و جنگ ها[  شهید مطهری در توضیح این سخن می گوید:  &ldquo;نظهر الاصلاح فی بلادک&rdquo; خیلی عجیب است ! &ldquo;نظهر&rdquo; یعنی آشکار کنیم. اصلاح نمایان و چشمگیر اصلاحی که روشن باشد.
توسعه اقتصادی  یکی از حقوق شهروندان تامین نیازهای مادی و معیشتی آنان از طریق توسعه اقتصادی است. حکومت باید برای این امر راهکارهای اساسی و بنیادی بیندیشد و با بر پا ساختن اقتصادی شکوهمندو پویا شهروندان را به رفاه و آسایش برساند. حکومت دینی با دو نگاه به مسائل رفاهی و اقتصادی شهروندان خود می نگرد: یکی ناپسند بودن فقر و دوم ارتباط سببی فقر با ایمان.  حضرت فقر را &ldquo;مرگ بزرگ&rdquo; (1) &ldquo;بدتر و دشوارتر از گور&rdquo; (2) و &ldquo;مانع بیان حجت&rdquo; (3) توصیف می کند و خطاب به محمدبن حنفیه می فرماید:  پسرم من از فقر بر تو بیمناکم. از این آفت به خدا پناه ببر زیرا فقر می تواند عامل نقصان ایمانت گردد. (4)  اهمیت فقرزدایی نزد آن بزرگوار به اندازه ای بودکه اصلاح وضع زندگی مردم را یکی از اهداف حکومت و جنگ های خود می شمرد.  ... اصلاح وضعیت مردم و شهرها است. (5) ]خدایا تو می دانی که هدف ما از حکومت و جنگ ها[  شهید مطهری در توضیح این سخن می گوید:  &ldquo;نظهر الاصلاح فی بلادک&rdquo; خیلی عجیب است ! &ldquo;نظهر&rdquo; یعنی آشکار کنیم. اصلاح نمایان و چشمگیر اصلاحی که روشن باشد. در شهرهایت به عمل آوریم. آن قدر این اصلاح اساسی باشد که احتیاج به فکر و مطالعه نداشته باشد. علایمش از در و دیوار پیدا است به عبارت دیگر سامان به زنگی مخلوقات تو دادن شکم ها را سیراب کردن تن ها را پوشاندن بیمارها را معالجه کردن جهل را از میان بردن اقدام برای بهبود زندگی مادی مردم. زندگی مادی مردم را سامان دادن. (6)  حضرت در منشور حکومتی اش به مالک یکی از اهداف حکومت را آبادانی شهرها که در پرتو اقتصاد سالم و پویا ممکن است ذکر می کند: &ldquo;عماره بلادها&rdquo; (7)  امام در همین فرمان خود به بعضی نکات و اصول اقتصادی اشاره می کند. به عنوان مثال به مالک توصیه می کند که بیشتر همت خود را به آبادانی زمین های کشاورزی و راهکارهای بهینه برای بدست آوردن محصولات کشاورزی صرف کند. اما وضع مقررات مالیاتی و بدست آوردن مالیات بیشتر از کشاورزان نباید کانون توجه و هم و غم حاکم باشد چرا که در صورت عدم تناسب مالیات با هزینه کار موجب تخریب و نابسامانی کشور و مردم خواهد شد. (8)  حضرت در ادامه تبیین نکات اقتصادی خود به چگونگی دریافت مالیات اشاره می کند و به مالک توصیه می کند که نباید در اخذ آن به صاحبان اصلی حقوق اجحاف و ستمی گردد و لذا باید دقیقا به نکات اصلی و حاشیه ای مانند خشکسالی سیل آفت توجه کرد که در صورت وجود آن حکومت باید به یاری مردم شتافته و تخفیف مالیات را سرلوحه برنامه خود قرار دهد. (9)   توسعه فرهنگی  حق و توقع مردم از حکومت به تامین نیازهای مادی آن منحصر نیست. تامین وترقی فرهنگ عمومی یا راهکارهای مختلفی چون گسترش مدارس و رسانه های جمعی و مبارزه با بی سوادی و کم سوادی نیز در شمار حقوق اساسی مردم جای دارد.  اگر شهروندان به آیین و دینی خاص مانند اسلام در کشورهای اسلامی پایبندند حاکم نماینده و وکیل مردم مومن و متدین به اسلام است و باید در مسیر توسعه فرهنگ ایمان و مبارزه با ناهنجاری های دینی ـ که خواست مردم مسلمان است ـ گام بردارد. حضرت علی (ع) آموزش و تربیت مردم را از حقوق مردم بر حاکم می شمارد و می فرماید:  اما حق شما بر من این است... که شما را تعلیم و آموزش دهم تا جاهل نباشید و نیز یاد دادن آداب اجتماعی بخشی از حق شما است تا در شمار دانایان قرار گیرید. (10)  حضرت در جای دیگر اولین حق مردم بر حاکم رانصیحت مردم ذکر می کند یعنی حاکم باید بانصیحت و تذکر و خیرخواهی فرهنگ عمومی و دینی مردم را گسترش دهد(11) حضرت در دستورالعمل خود به فرماندار مکه وی را به تعلیم جاهل و مبارزه بابی سوادی و نصیحت عالم فرمان می دهد. (12)  بی تردید فرمانروایی که رسالتی چنین سنگین برعهده دارد باید خود از اهل دانش و فضل به شمار آید:  سزاوار نیست که حاکم شخص جاهل باشد تا با جهل خود مردم را گمراه سازد. (13)  حضرت والیان خود را به همنشینی با علما و حکما و مشاوره با آنان در کشورداری امر می کند تا در سایه رای متخصصان و اهل فن امور کشور به نحو شایسته سامان یابد. (4) ناگفته پیدا است دانشور بودن به تنهایی نمی تواند برای فرمانروا کافی باشد. حاکم وظیفه دارد پایبندی به قرآن و سنت را بخشی از حق مردم به شمار آورده در این جهت گام بردارد. امام (ع) در این باره می فرماید:  ای مردم حق شماست که ما حاکمان به کتاب الهی و سیره رسول خدا عمل کنیم. (15)  آن بزرگوار چنان تصریح می فرمود که هرگز نباید انسان های سست ایمان و غیرپایبند به شریعت فرمانروایی مسلمانان را برعهده گیرند زیرا سنت نبوی را تعطیل می کنند و امت را در گرداب هلاکت غوطه ور می سازند. (16)  در مکتب علوی هدف حکومت دینی اجرای احکام الهی است:  &ldquo;خداوندا تو می دانی هدف ما از حکومت و جنگ ها احیای نشانه های دین تو است... تا احکام و حدود تعطیل شده دین تو دوباره اجرا گردد.&rdquo;  آن امام معصوم فرماندارانش را نیز به آموزش و پرورش مردم فرا می خواند. در نامه آن بزرگوار به حاکم مکه چنین می خوانیم:  مراسم حج را با مردم برگزار کن &ldquo;ایام الله&rdquo; را به آنان یادآور شو در بامداد و شامگاه با مردم نشست داشته باش و به تعلیم جاهل و تذکر عالم بپرداز. (17)  در مکتب علوی از وظایف حاکم &ldquo;عمل به اوامر الهی&rdquo; زنده کردن سنت نبوی اقامه حدود الهی و نهایت کوشش در موعظه و نصیحت مردم&rdquo; ذکر شده است. (18)  و نیز لازمه احیای دین و شریعت مبارزه بامنحرفان و بدعت گزاران می باشد. (منبع: حقوق متقابل مردم و حکومت قراملکی محمدحسن کانون اندیشه جوان)   پاورقی:  . 1 الفقر الموت الاکبر&rdquo; (نهج البلاغه حکمت 154)  . 2 &ldquo;القبر خیر من الفقر&rdquo; (غررالحکم ج 1 ص 106 شماره 392).  . 3 &ldquo;الفقر یخرس الفطن عن حجته&rdquo;. (همان حکمت 3).  . 4 &ldquo;یا بنی انی اخاف علیک الفقر فاستعذ بلله منه فان الفقر منقصه للدین مدهشه للعقل داعیه للمقت&rdquo;. (نهج البلاغه حکمت 311).  . 5 &ldquo;ونظهر الاصلاح فی بلادک&rdquo;. (همان خطبه 131).  . 6 پیرامون جمهوری اسلامی ص 81 نهضت های اسلامی ص. 65  . 7 همان نامه 53 شماره. 48  . 8 &ldquo;ولیکن نظرک فی عماره الارض ابلغ من نظرک فی استجلاب الخراج لان ذلک لایدرک الا بالعماره و من طلب الخراج بغیر عماره اخرب البلاد. (همان).  . 9 &ldquo;فان شکر ثقلا او عله او انقطاع شرب او باله و احاله ارض... خففت عنهم بما ترجوان یصلح به امرهم&rdquo;. (همان نامه 53 شماره 49) برای توضیح بیش تر از اهمیت مسائل اقتصادی در اندیشه امام (ع) رجوع شود به: دکتر سیدمحسن طائری اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه.  . 10 &ldquo;فاما حقکم علی... تعلیمکم کیما لاتجهلوا و تادیبکم کی تعلموا&rdquo;. (همان خطبه 34).  . 11 &ldquo;و اما حقکم علی فالنصیحه لکم&rdquo;. (همان خطبه 34).  . 12 &ldquo;و علم الجاهل و ذکرالعالم&rdquo;. (همان نامه 67).  . 13 لاینبغی ان یکون الوالی... الجاهل فیضلهم بجهله&rdquo; (همان خطبه 131).  . 14 &ldquo;واکثر مدارسه العلما و منافئه الحکما فی تثبیت ما صلح علیه امر بلادک و اقامه ما استقام به الناس قبلک&rdquo;. (همان نامه 53 شماره 24).  . 15 &ldquo;و لکم علینا العمل بکتاب الله تعالی و سیره رسول الله (ص)&rdquo;. (همان خطبه 170).  . 16 &ldquo;لنرد المعالم من دینک... و تقام المعطله من حدودک&rdquo;. (همان خطبه 131).  . 17 &ldquo;فاقم للناس الحج و ذکرهم بایام الله و اجلس لهم العصرین فافت المستفتی و علم الجاهل و ذاکرالعالم&rdquo;. (همان نامه 67).  . 18 &ldquo;انه لیس علی الامام الا ما حمل من امر ربه: الابلاغ فی الموعظه والاجتهاد فی النصیحه و الاحیا للسنه واقامه الحدود علی مستحقیها&rdquo;. (همان خطبه 104).]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:08:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تحلیل ماتریس swot</title>
<link>https://culture.loxblog.com/تحلیل-ماتریس-swot</link>
<guid>https://culture.loxblog.com/تحلیل-ماتریس-swot</guid>

<description><![CDATA[
نام درس : مدیریت فعالیت های فرهنگی روابط عمومی
نام پروژه : تحلیل ماتریسswot
نام استاد : آقای عنایت رضایی پور
تهیه شده توسط : فاطمه ایراندوست &ndash; سمانه عاشوری &ndash; سکینه جعفری &ndash; سیده آمنه حسینی
علی ابراهیم دوست &ndash; احمدرضا جعفری
دانشجویان کارشناسی رشته روابط عمومی
دانشگاه جامع علمی &ndash; کاربردی
واحد فرهنگ و هنر یک گیلان
تابستان 1392 
&nbsp;مقدمه:
سازمان ها پیوسته در حال تصمیم&zwnj;گیری و برنامه&zwnj;ریزی هستند از این رو لازم است جهت هرگونه تصمیم گیری و برنامه&zwnj;ریزی راهبردی در سازمان نسبت به شناخت وضع موجود از طریق بررسی عوامل محیط درونی و بیرونی اقدام شود.موفقیت یا عدم موفقیت یک سازمان تنها و تنها مدیون و وامدار نوع نگاه و طرز نگرش مدیران و همچنین عملکرد آنان است. شرایط محیطی البته تأثیر گذار است اما نه به اندازه ای که از صاحبان و مدیران سازمان سلب مسئولیت کند. مدیریت استراتژیک و متدها و تکنیک های آن مدیران سازمان را یاری می دهد که به آینده سازمان پرداخته و آن را رقم بزنند.این وظیفه بر عهدۀ تحلیلگران محیطی است که جهت شناسایی فرصتها و تهدیدات به دقت اثر متغیرهای محیطی برتمام بخشها و ارکان سازمان اعم از نهاده&zwnj;ها و ستاده&zwnj;ها را بررسی کنندبه عبارت دیگر از طریق تحلیل محیطی است که فرصتهاد و تهدیدات محیط مشخص شده و بر آن اساس و با توجه به شناسایی ای که قبل از آن از نقاط قوت و ضعف درونی سازمان باید بدست آمده باشد هدفها را تعیین کرده و رویه&zwnj;ها و سیاستهای سازمانی را مشخص می&zwnj;کند. این امر به مدیریت یاری می&zwnj;رساند در مقابله با فرصتها و تهدیدات محیط بیرونی رویه&zwnj;ای هماهنگ و یکپارچه اتخاذ کند و به اهداف خود به نحو شایسته&zwnj;ای دست یابد. این امر بخصوص از اوایل دهۀ 80 و به دنبال فشارهای رقابتی برای بیشترسازمانها محرز گردید که برای بقا و تداوم حیاتشان می&zwnj;بایست بخشی از توان و انرژی خود را صرف شناخت محیط تجاری خود بنماید . از این رو مفاهیم و تئوری های مدیریت استراتژیک شکل گرفته و عنصر شناخت وضع موجود جهت مقابله با بحرانهای پیش رو و همچنین فرموله کردن مسیر حرکت در قالب آگاهی از فرصتها و تهدیدات مطرح گردید.
نام درس : مدیریت فعالیت های فرهنگی روابط عمومی
نام پروژه : تحلیل ماتریسswot
نام استاد : آقای عنایت رضایی پور
تهیه شده توسط : فاطمه ایراندوست &ndash; سمانه عاشوری &ndash; سکینه جعفری &ndash; سیده آمنه حسینی
علی ابراهیم دوست &ndash; احمدرضا جعفری
دانشجویان کارشناسی رشته روابط عمومی
دانشگاه جامع علمی &ndash; کاربردی
واحد فرهنگ و هنر یک گیلان
تابستان 1392 
&nbsp;مقدمه:
سازمان ها پیوسته در حال تصمیم&zwnj;گیری و برنامه&zwnj;ریزی هستند از این رو لازم است جهت هرگونه تصمیم گیری و برنامه&zwnj;ریزی راهبردی در سازمان نسبت به شناخت وضع موجود از طریق بررسی عوامل محیط درونی و بیرونی اقدام شود.موفقیت یا عدم موفقیت یک سازمان تنها و تنها مدیون و وامدار نوع نگاه و طرز نگرش مدیران و همچنین عملکرد آنان است. شرایط محیطی البته تأثیر گذار است اما نه به اندازه ای که از صاحبان و مدیران سازمان سلب مسئولیت کند. مدیریت استراتژیک و متدها و تکنیک های آن مدیران سازمان را یاری می دهد که به آینده سازمان پرداخته و آن را رقم بزنند.این وظیفه بر عهدۀ تحلیلگران محیطی است که جهت شناسایی فرصتها و تهدیدات به دقت اثر متغیرهای محیطی برتمام بخشها و ارکان سازمان اعم از نهاده&zwnj;ها و ستاده&zwnj;ها را بررسی کنندبه عبارت دیگر از طریق تحلیل محیطی است که فرصتهاد و تهدیدات محیط مشخص شده و بر آن اساس و با توجه به شناسایی ای که قبل از آن از نقاط قوت و ضعف درونی سازمان باید بدست آمده باشد هدفها را تعیین کرده و رویه&zwnj;ها و سیاستهای سازمانی را مشخص می&zwnj;کند. این امر به مدیریت یاری می&zwnj;رساند در مقابله با فرصتها و تهدیدات محیط بیرونی رویه&zwnj;ای هماهنگ و یکپارچه اتخاذ کند و به اهداف خود به نحو شایسته&zwnj;ای دست یابد. این امر بخصوص از اوایل دهۀ 80 و به دنبال فشارهای رقابتی برای بیشترسازمانها محرز گردید که برای بقا و تداوم حیاتشان می&zwnj;بایست بخشی از توان و انرژی خود را صرف شناخت محیط تجاری خود بنماید . از این رو مفاهیم و تئوری های مدیریت استراتژیک شکل گرفته و عنصر شناخت وضع موجود جهت مقابله با بحرانهای پیش رو و همچنین فرموله کردن مسیر حرکت در قالب آگاهی از فرصتها و تهدیدات مطرح گردید.
منابع تدوین استراتژی ها
باید توجه داشت که استراتژی های مختلف به طور شانسی و دفعتا ظاهر نمی شوند بلکه بایستی آن ها را از رسالت و مأموریت سازمان، اهداف کلان و بلند مدت و همچنین بررسی عوامل بیرونی و درونی سازمان ایجاد کنید و به وجود آورید. ضمن آنکه نیم نگاهی به استراتژی های موفق در زمینه کاری و فعالیت خود بایستی داشته باشید.
مطالعه روش و نحوه ی برنامه ریزی بلند مدت شرکت های موفقی که در زمینه کاری مشابه با شما می باشند دید خوب و مناسبی به شما خواهد داد تا جهت برنامه ریزی استراتژیک سازمان خود از آن ها نه تقلید که الگو برداری نمایید.
فاز تدوین استراتژ ی ها از مهم ترین مراحل فرآیند مدیریت استراتژیک می باشد. در این مرحله شما متوجه می شوید که بایستی توان تحلیل و تفکر خود را بیشتر از مراحل پیشین برنامه ریزی استراتژیک باید به کار ببندید. مراحل تعیین عوامل داخلی و خارجی نیز شامل فعالیت های تحلیلی نیز بودند اما جنبه گردآوری داده ها و اطلاعات در آن ها قدری پر رنگ تر می نمایاند.
در این مرحله شما بایستی با استفاده از اطلاعات و داده های گردآوری شده قبلی، قدرت تحلیل و خلاقیت خود را به کار بسته و استراتژی های ممکن را با توجه به شرایط سازمانی و موقعیت آن در جامعه کسب و کار مرتبط، تعیین وتدوین نمایید.
پس از مراحل تدوین بیانیه چشم انداز و بیانیه مأموریت یا رسالت سازمان، تعیین عوامل خارجی شامل فرصت ها، تهدیدها و مشخص نمودن عوامل داخلی که نقاط ضعف و قوت سازمان را در بر می گیرد حالا نوبت به آن می رسد که استراتژ ی های ممکن را تعیین نمایید.
چشم انداز، مأموریت و اهداف بلند مدت نیز در تدوین استراتژی ها نقش پر رنگی دارند. خروجی این مرحله، استراتژی های ممکن برای سازمان می باشد که مورد ارزیابی قرار گرفته و مناسب ترین آن ها انتخاب شده و سپس به برنامه ریزی های اجرایی جهت عملیاتی نمودن آن ها خواهیم پرداخت.
تدوین استراتژی ها : متدهای گوناگون تدوین استراتژی ها را می توان در یک پروسه ی سه مرحله ای تصور کرد. این تکنیک ها برای انواع سازمان ها با وسعت و بزرگی زیاد و یا بنگاه های کوچک قابل به کارگیری می باشند. مدیران ارشد سازمان ها می توانند با استفاده از این روش ها استراتژی ها را شناسایی، ارزیابی و انتخاب نمایند.
مراحل تدوین استراتژی
مرحله ورودی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
مرحله مقایسه&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
مرحله تصمیم گیری
&nbsp;
مرحله ورودی
در این مرحله شما با استفاده از رهیافت های ارائه شده در مقاله تحلیل محیط بیرونی و ارزیابی عوامل خارجی و همچنین مطلب روش تحلیل محیط درونی و ارزیابی عوامل داخلی در مدیریت استراتژیک، داده ها و اطلاعات مورد نیاز برای تدوین استراتژی ها را گردآوری و ایجاد می نمایید.
مرحله مقایسه
در این بخش از فرآیند برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک با مقابل هم قرار دادن عوامل مهم داخلی و خارجی، انواع استراتژی هایی که اجرای آنها برای سازمان امکان پذیر است را بدست می آورید و تعیین می کنید. روش ها و تکنیک های متفاوتی برای این مهم یعنی تعیین استراتژی ها وجود دارد که در این مطلب تمرکز خود را بیشتر بر روش ماتریس قوت ها، ضعف ها، تهدیدها و فرصت ها&nbsp; گذاشته و آن را با هم مرور خواهیم کرد. در این مرحله که مطلب پیش روی شما به آن می پردازد از ماتریس SWOT، نقاط ضعف، نقاط قوت، فرصت ها و تهدیدها Threats , Opportunities , Weakness , Strengths&nbsp; برای تعیین استراتژی ها بهره می گیریم.
مرحله تصمیم گیری
در این مرحله از اطلاعات به دست آمده از مرحله ورودی، استفاده شده تا استراتژی هایی را که در مرحله ی دوم، شناسایی شده اند را مورد ارزیابی قرار دهیم.&nbsp; این ارزیابی به صورت عینی و بدون اعمال نظر شخصی انجام می شود. با تکنیکی که در این مرحله ارائه می شود میزان مطلوب بودن و جذابیت انواع استراتژی ها را مشخص می کنیم و مبنایی عینی، کمی و مقداری برای انتخاب استراتژی مناسب از بین استراتژی های مختلف به دست می دهیم. &nbsp;&nbsp;یکی از این استراتژی ها ماتریس SWOT &nbsp;می باشد .
&nbsp;
معرفی تحلیل SWOT:
تحلیل SWOT برای اولین بار در سال 1950 توسط دو فارغ التحصیل مدرسه بازرگانی هاروارد به نامهای جورج آلبرت اسمیت و رولند کریستنسن مطرح شد . در آن زمان این تحلیل ضمن کسب موفقیتهای روز افزون به عنوان کسب ابزار مفید مدیریتی شناخته شد. اما شاید بیشترین موفقیت مشهود این تحلیل زمانی بدست آمد که Jack Welch از جنرال الکتریک در سال 1980 از آن برای بررسی استراتژیهای GE و افزایش بهره&zwnj;وری سازمان خود استفاده کرد.
SWOT سرواژۀ عبارات قوت ها(Strenghths) ، ضعف ها(Weaknesses) ، فرصت ها (Opportunities) و تهدیدات (Threats) است.
&laquo;محققان الگوهای متفاوتی را برای شناسایی همه&zwnj;ی عوامل (چه موثر و چه غیر موثر) بر فعالیت&zwnj;های یک سازمان ارایه نموده&zwnj;اند که در بیشتر متون با عناوین تجزیه و تحلیل قوت&zwnj;ها، ضعف&zwnj;ها، فرصت&zwnj;ها و تهدید&zwnj;ها یا swot. TWOS.WPTS به کار برده&zwnj;اند.&raquo; راهبرد هر سازمان متأثر از فرایند تعامل آن با محیط بیرونی است و بنابراین پیش&zwnj;بینی وضعیت آینده نقشی اساسی در فرایند موفقیت سازمان و کشور دارد. در این میان شناخت عوامل محیطی و همچنین شناسایی عوامل درونی بسیار مهم می&zwnj;باشد. &laquo;تجزیه و تحلیل swot یکی از ابزار&zwnj;های راهبردي تطابق قوت و ضعف درون سازمانی با فرصت&zwnj;ها و تهدید&zwnj;های برون سازمانی است. تجزیه و تحلیل swot تحلیلی منظم برای شناسایی این عوامل و تدوین راهبرد که بهترین تطابق بین انها را ایجاد نماید ارایه می&zwnj;هد. از این دیدگاه این الگو یک راهبرد است که قوت&zwnj;ها و فرصت&zwnj;ها را به حداکثر و ضعف&zwnj;ها و تهدیدات را به حداقل ممکن می&zwnj;رساند. برای این منظور نقاط قوت و ضعف و فرصت&zwnj;ها و تهدیدات در چهار چوب کلی SO.WO.ST.WT. پیوند داده می&zwnj;شود و گزینه راهبرد بین آنها انتخاب می&zwnj;شود.&raquo; در تحلیل swot عوامل موثر بر شرکت یا سازمان به دو دسته عوامل بیرونی یا خارجی و عوامل درونی یا داخلی تقسیم می&zwnj;شود :
الف) عوامل بیرونی : 
این عوامل خارج از سازمان بوده است و بر فعالیت&zwnj;های سازمان تاثیر دارند اما در اختیار سازمان نبوده و سازمان هیچگونه تاثیری بر آنها ندارد. هدف از بررسی محیط خارجی تهیه فهرستی محدود از فرصت&zwnj;هایی که می&zwnj;تواند به یک سازمان سود رسانده یا تهدیداتی که باید از آنها اجتناب شود. عوامل بیرونی خود به دو گونه می&zwnj;باشد:
فرصت&zwnj;ها :
فرصت یک موقعیت عمده در محیط موسسه می&zwnj;باشد. یعنی آن چه که موسسه را در رسیدن به اهدافش یاری نماید و به عنوان موتور محرکه&zwnj;ای است که شتاب حرکت موسسه را جندین برابر می&zwnj;کند. &laquo;سه منبع اصلی فرصت&zwnj;ها و تهدید&zwnj;ها عبارتند از 1- فشار&zwnj;ها و روند&zwnj;ها (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فناوری) 2- مراجعان، مشتریان و پرداخت&zwnj;کنندگان مالیات 3- رقبا و همکاران. پس فرصت&zwnj;ها مطلوب موسسه بوده و باید کوشش نمایند تا آنها را به حداکثر رسانده و از آنها استفاده بهینه کنند.
یک حالت خارجی است که می تواند بصورت مثبت بر پارامترهای عملکردی شرکت تاثیر گذاشته و مزیت رقابتی که ایجاد کننده اقدامات مثبت در زمان مناسب است را بهبود دهد. از جمله فرصتهای پیش روی یک شرکت می توان به بازارهای توسعه یافته همچون اینترنت و نیز حرکت به سمت بخش جدیدی از بازار که سود بیشتر دارد و یا بازارهای رها شده توسط رقبا اشاره کرد.
در چه جایی با تغییرات مثبت روبرو هستید؟&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; چه روندهایی جالب و مورد توجه می باشند؟
تهدید&zwnj;ها :
تهدید یک موقعیت نامطلوب عمده در محیط موسسه است و به عنوان مانعی بر سر راه موسسه قرار دارد و آن را از رسیدن به اهدافش باز می&zwnj;دارد. در مورد فرصت&zwnj;ها و تهدیدات می&zwnj;توان گفت که آنچه برای یک موسسه تهدید قلمداد می&zwnj;شود ممکن است برای یک موسسه دیگر عامل فرصتی باشد. پس فرصت یا تهدید بودن یک عامل نسبی است. موسسه تا جایی که می&zwnj;تواند باید محدودکننده&zwnj;ها و تهدیدات را به حداقل رسانده یا آنها را به عوامل فرصتی و مزیتی تبدیل کند. درک درست فرصت&zwnj;ها و تهدیدات محیطی فراروی سازمان به مدیران کمک می&zwnj;کند تا راهبرد سازمانی را با بینش و فراست بهتری اتخاذ نموده و مسیر حرکت سازمان را به طور اثر بخش&zwnj;تری تعين نمایند. البته باید توجه داشت که آنچه برای یک سازمان تهدید قلمداد می&zwnj;شود ممکن است برای سازمان دیگر فرصت باشد و فرصت یا تهدید بودن یک عامل نسبی است. در مورد سطح کلان و کشور&zwnj;ها نیز می&zwnj;توان گفت که عواملی این چنین وجود دارند که باید مورد توجه قرار گرفته و در برنامه&zwnj;ریزی&zwnj;های کشوری لحاظ شوند.
یک حالت خارجی است که می تواند بصورت منفی بر پارامترهای عملکردی شرکت تاثیر گذاشته و مزیت رقابتی که ایجاد کننده اقدامات مثبت در زمان مناسب است را کاهش دهد. از جمله تهدیدات می توان به ظهور رقبای جدید، معرفی محصول جدید توسط رقبا، مالیات بر روی کالاهای ارائه شده و غیره اشاره کرد.
&nbsp;
ب)عوامل درونی : 
این عوامل در اختیار شرکت بوده و جزء عوامل داخلی می&zwnj;باشند. پس در عین حال که بر فعالیت&zwnj;های سازمان تاثیر دارند سازمان نیز بر آنها تاثیر دارد. هدف از بررسی محیط درونی تهیه فهرستی از نقاط قوت است که سازمان برای به دست آوردن سود باید از آنها بهره&zwnj;برداری نمایند و یا نقاط ضعفی که برای جلوگیری از ضرر یا کاهش سود باید از آنها اجتناب نمایند. عوامل درونی نیز همانند عوامل بیرونی دو دسته می&zwnj;باشند که عبارتند از :
قوت&zwnj;ها :
قوت منبع مهارت یا مزیت دیگری است نسبت به رقبا و نیاز&zwnj;های بازار&zwnj;هایی که موسسه در آنها کار می&zwnj;کند یا خواهد کرد قوت یک شایستگی ممتاز است که مزیت مقایسه&zwnj;ای موسسه در بازار می&zwnj;شود. قوت نقطه&zwnj;ی اتکای سازمان است که با استفاده از آن می&zwnj;خواهد به اهداف خود برسد &laquo;بر مبنای این نقاط قوت شاخه&zwnj;ی اجرایی را می&zwnj;توان به موتوری قدرتمند برای رشد تغییر نوآوری و خدمت تبدیل کرد.&raquo; پس هر سازمانی باید این نقاط قوت را برای جامه عمل پوشاندن به رسالتش به حداکثر رسانده و از آنها به عنوان مزیتی رقابتی در مقابل رقبا استفاده نماید.
نقطه قوت یک سازمان یک کاربرد موفق از یک شایستگی یا بهره برداری از یک عامل کلیدی در جهت توسعه رقابت پذیری شرکت می باشد. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;مزیت های شما چیست؟&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;چه چیزی را خوب انجام می دهید؟
ضعف&zwnj;ها :
ضعف یک محدودیت یا کمبود در منابع مهارت&zwnj;ها و توانایی&zwnj;هایی است که جداً مانع عملکرد اثر بخش می&zwnj;شود. ضعف یک عامل درونی است که مختل&zwnj;کننده فعالیت&zwnj;های سازمان بوده و در رسیدن سازمان به اهدافش خلل ایجاد می&zwnj;کند پس لازم است تا سازمان این عوامل را در حد امکان به حداقل رسانده و یا در جهت رسیدن به اهدافش از آنها بهره&zwnj;برداری نماید. ضعف&zwnj;ها عواملی هستند که هر سازمانی که وجود خارجی دارد قطعا با آنها رو به رو است و نمی&zwnj;تواند از آنها دوری گزیند بلکه باید با درکی صحیح آنها را نظارت کرده و مهار نماید. درک صحیح نقاط قوت و ضعف، اساساَ به سازمان کمک می&zwnj;کند تا با استفاده بهینه از قوت&zwnj;ها و به حداقل رساندن ضعف&zwnj;ها با اثربخشی بیشتری به اهداف رسیده و از هدر رفتن منابع و امکانات سازمان جلوگیری نمایند. در سطح ملی و کلان نیز باید این نقاط مورد شناسایی قرار گرفته و با بهره&zwnj;گیری مناسب قوت&zwnj;ها و اجتناب از ضعف&zwnj;ها راهبرد مناسب تدوین شده و به اجرا در آید.
نقطه ضعف یک سازمان یک کاربرد ناموفق از یک شایستگی یا عدم بهره برداری از یک عامل کلیدی است که رقابت پذیری شرکت را کاهش می دهد. &nbsp;
چه چیز می تواند بهبود داده شود؟&nbsp; &nbsp;چه چیز بطور نامناسبی انجام می شود؟&nbsp; &nbsp;&nbsp;از چه چیزی می توان اجتناب کرد؟
&nbsp;
مراحل انجام آنالیز SWOT:
1- تشکیل جلسه تجزیه و تحلیل SWOT
2- توضیح اجمالی هدف جلسه و مراحل انجام کار
3- انجام طوفان ذهنی برای شناسایی عوامل داخلی (نقاط قوت و ضعف) و عوامل خارجی (فرصت ها و تهدیدها)
4- اولویت بندی عوامل داخلی و خارجی
5- تشکیل ماتریس SWOT و وارد کردن عوامل انتخاب شده با توجه به اولویت بندی
6- مقایسه عوامل داخلی و خارجی با هم و تعیین استراتژی های SO و WO و ST و WT
7- تعیین اقدامات مورد نیاز برای انجام استراتژی های تعیین شده
8- انجام اقدامات و بررسی نتایج آنها
9- بروز آوری ماتریس SWOT و در بازه های زمانی مناسب
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
با استفاده از ماتریس SWOT می توانید چهار نوع استراتژی را ارائه نمایید.
قواعد حاکم بر ماتریس تحلیلی SWOT :
-چگونه می&zwnj;توان با بهره&zwnj;گیری از نقاط قوت حداکثر بهره&zwnj;برداری را از فرصتها انجام داد (SO)
-چگونه با استفاده از نقاط قوت می&zwnj;توان اثر تهدیدات را حذف کرد یا کاهش داد (ST)
-چگونه باید با بهره&zwnj;گیری از فرصتها نقاط ضعف را تبدیل به نقطه قوت کرد یا از شدت نقاط ضعف کاست (WO)
-چگونه باید با کاهش دادن نقاط ضعف تاثیر تهدیدات را کاهش داد یا تاثیرشان را حذف نمود. (WT)
هرکدام از استراتژی هایی که در بالا نام برده شد ناظر به وضعیت خاص شرکت و محیط اطراف آن و اثراتی که آن محیط بر سازمان شما دارد می باشد. در گام اول بایستی عوامل اصلی داخلی و خارجی را مقایسه کنید.
این قسمت، مشکل ترین بخش تهیه ماتریس است و توان قضاوت بالایی را می طلبد. میزان مناسب بودن استراتژی هایی که از این متد به دست می آید و صحیح یا نادرست بودن آن ها به صحت اطلاعاتی می باشد که تا کنون گردآوری کرده اید و قوت و ضعف این استراتژی ها بستگی زیادی دارد به دقتی که در تحلیل ارزیابی عوامل درونی و بیرونی سازمان صرف کرده اید.
&nbsp;
* استراتژی های SO
نقاط قوت و فرصت ها&nbsp; Strengths Opportunities
همانطور که مشخص است این استراتژی ها از تقابل نقاط قوت سازمان و فرصت های موجود در محیط به دست می آید. با اجرای استراتژی هایی سازمان می کوشد با به کارگیری نقاط قوت خود از فرصت ها بهره برداری کرده و کمال استفاده از آن ها را ببرد.
اگر سازمان شما در چنین موقعیتی قرار دارد، شما کاری ندارید جز اینکه سعی کنید تمام توان و تلاش خود را به کار گیرید و از موقعیت مطلوبی که دارید نهایت بهره را ببرید.
&nbsp;
* استراتژی های ST
نقاط قوت و تهدیدها&nbsp; Strengths&nbsp; Threats
در این وضعیت سازمان شما کماکان و مشابه حالت قبل نقاط قوت خود را دارا می باشد و به آنها می بالد تفاوت در آنجاست که در پیش روی شما به جای فرصت، تهدید نشسته است.
اندکی نگران کننده است اما ناامید نباشید، تنها و دست خالی نیستند، تهدید وجود دارد اما ابزار و سلاح نیز در دست شما است.
در این موقعیت سعی کنید استراتژی هایی را ایجاد کنید و پیاده سازید تا اثرات مخرب تهدیدها را تا حد امکان کاهش دهید و یا به کلی از آن ها پرهیز نمایید . تمام سعی خود را بکنید تا آسیب نبینید .
نکته دیگری نیز وجود دارد و آن است که در برخی مواقع در پس هر تهدیدی ، فرصتی نهفته است ، اگر بتوان آن تناقض را حل نمود و ورق را برگرداند می توان از اثرات تهدید پرهیز نمود و حتی از آن موقعیت بهره ای هم برد.
اگر شما بتوانید از تهدیدها پرهیز نمایید، گامی از رقبای خود پیش می افتید. رقبایی که تهدیدهای محیطی اثرات مخرب خود را بر آن ها گذاشته و آن ها را به عقب رانده و اگر شما حتی در جای خود باقی بمانید از آن ها جلو افتاده اید.
&nbsp;* استراتژی های&nbsp;&nbsp; WO&nbsp;
نقاط ضعف و فرصت ها Weaknesses&nbsp; Opportunities
در این موقعیت شما فرصت های موجود را با نقاط ضعف خود مقایسه می کنید، نگاهتان باید به این وضعیت طوری باشد که با بهره گیری از فرصت ها بتواند نقاط ضعف خود را ترمیم نمایید و یا حتی آن ها را به نقاط قوت خود بدل نمایید اگر مشکلات و یا معضلاتی گریبان سازمان شما را گرفته است سعی کنید از رهگذر به کارگیری فرصت ها&nbsp; آنها را بهبود داده و ترمیم نمایید.
همانطور که تاکنون دریافته اید، می بینید که استراتژی های صحیح بسته به آن است که در مراحل گذشته یعنی تحلیل محیط و ارزیابی عوامل خارجی و بررسی سازمان و ارزیابی عوامل داخلی به صورتی دقیق عمل کرده باشید. اگر در کنکاش سازمان خود به درستی عوامل ضعف و مسائل مبتلا به سازمان را شناسایی نکرده باشید و اگر فرصت ها ی موجود در بازار را با موشکافی نشناخته باشید نمی توانید و این شانس را نخواهید داشت که نقاط ضعف خود را با استفاده از فرصت ها برطرف نمایید.
توصیه می کنم هر کجا احساس کردید که نیاز به بازبینی مراحل قبلی مانند بررسی عوامل داخلی و خارجی دارید حتما دست به کار شوید و برای اینکه بقیه راه را تا مقصد با آدرس اشتباهی طی نکنید زحمت دوباره ی بررسی را به خود بدهید.
&nbsp;* استراتژی های WT
نقاط ضعف و تهدید ها&nbsp;&nbsp; Weaknesses&nbsp; Threats
امیدوارم که سازمان شما در این موقعیت قرار نگیرد زیرا که وضعیت مخاطره آمیزی می باشد و کار مشکلی را پیش رو خواهید داشت تا از این وضعیت خارج شوید.
وجود تهدیدهای بسیار و نقاط ضعف متعدد برای هر سازمانی بسیار آسیب رسان خواهد بود. در این حالت بایستی سعی کنید که حالتی تدافعی به خود گرفته و هدفتان این باشد که نقاط ضعف خود را کاهش داده و از تهدیدها پرهیز نمایید. چاره ای نیست جز اینکه برای بقا مبارزه کنید.
از حجم فعالیت های خود بکاهید. از استراتژی های کاهش و یا واگذاری استفاده کنید و اگر انتخابی پیش رو ندارید باید شرکت را واگذار کرده و منحل نمایید.
&nbsp;روش کمّی تحلیل SWOT :
روش کمی تحلیلSWOT داده&zwnj;های جزئی تری را برای تحلیل SWOT فراهم می&zwnj;آورد . این روش خود را با روش تصمیم گیری MADM انطباق داده است که از طرح&zwnj;های چند لایه برای ساده سازی مسایل پیچیده استفاده می&zwnj;کند و براین اساس قادر است تحلیل SWOTرا بطور همزمان بر روی چند سازمان به اجرا در آورد . وقتی فرآیندهای برنامه ریزی به وسیلۀ معیارهای متعد پیچیده می&zwnj;شوند این ممکن است به این دلیل باشد که از SWOTبه درستی استفاده نشده است . و بیانگر این است که یک لیست نامشخص، کیفی و ناکامل از فاکتورهای تاثیر گذار محیط داخلی و خارجی در سازمان بکار رفته است.
از روشهای که تحلیلSWOT را بکار می&zwnj;برند می توان ماتریس ارزیابی فاکتورهای خارجیEFEو ماتریس ارزیابی فاکتورهای داخلیIFE و ماتریس طرح رقابتیCPM را نام برد.
اما کمبودهای زیر در همه آنها غیر قابل اجتناب است:
1-رتبه بندی فاکتورهای اصلی بصورت عینی انجام می&zwnj;گیرد. بنابراین در رتبه بندی داده&zwnj;های کمی مانند حجم تجارت با شکل مواجه می&zwnj;شوند.
2-در رتبه بندی عینی داده&zwnj;ها گروه ارزیابان داده&zwnj;ها را بدون تست کردن رتبه&zwnj;بندی می&zwnj;کنند و این ممکن است موجب عدم یکپارچکی میان داده&zwnj;ها گردد.
برای رفع این مشکلات کار تیلا و همکارانش و همچنین استوارت و همکارانش فرآیند تحلیل سلسله مراتبیAHP را با تحلیلSWOT ترکیب کردند وی یک روش ترکیبی جدید برای بهبود آنالیز محیط در روشSWOT بوجود آوردند. همچنین در بعضی از موارد مشاهده شده که تحلیلSWOT را براساس ماتریس استراتژیGSM نیزتوسعه داده&zwnj;اند&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:08:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تبلیغات فرهنگی و فرهنگ تبلیغات</title>
<link>https://culture.loxblog.com/تبلیغات-فرهنگی-و-فرهنگ-تبلیغات</link>
<guid>https://culture.loxblog.com/تبلیغات-فرهنگی-و-فرهنگ-تبلیغات</guid>

<description><![CDATA[
بسمه تعالي تبلیغات فرهنگی و فرهنگ تبلیغات دانشجویان ترم 4 کارشناسی مدیریت فرهنگی گروه ج مینا خان خانی زاده-سیده عالیه رودبارکی-فروزان کیوان فر &ndash;مینا یاسمن -تجسسی
 هر یک از ما در یک بستر خاص فرهنگی رشد کرده ایم و نوع بینش و دید ما نسبت به خیلی از پدیده های اجتماعی برگرفته از فرهنگی است که در آن رشد کرده ایم. بديهي است در دنياي امروز كه فرهنگ ها، تمدن ها، اديان و تمام اركان هويت ساز ملل هدف آماج جهاني شدن قرار گرفته است، براي حفظ اين عناصر و در پي آن صيانت از هويت ملي، بايد بكوشيم تا از طريق تبليغات هويت فردي و ملي در امان بماند. تبلیغات فرهنگی باید با معرفی هنجارهای یک جامعه همبستگی را که پایه اساسی کنشهای متقابل بین انسانهاست هدف قرار دهد و دستيابی به يک اتحاد موفق ميان همه&zwnj;ی انسان&zwnj;ها را موجب شود  موضوع مقاله حاضر نگاهی به رابطه ي بین تبلیغات فرهنگی و فرهنگ تبلیغات است. و در آن بنا به ضرورت اهمیت فرهنگ و نقش کلیدی آن در جامعه ، مروری نیز بر چالش های درونی تبلیغات فرهنگی، باورها و ارزش های فرهنگی شده است. با توجه به نقش مهم وسایل ارتباط جمعی در انتقال ارزش های فرهنگی در اين مقاله دیدگاه " مارشال مک لوهان " در مورد رسانه ها و جهانی شدن اطلاعات مطرح شده است و در نتيجه گيري این طور بیان شده که تبلیغات فرهنگی باید با معرفی هنجارهای یک جامعه همبستگی را که پایه اساسی کنش های متقابل بین انسان هاست هدف قرار دهد و دستيابی به يک اتحاد موفق ميان همه&zwnj;ی انسان&zwnj;ها را موجب گردد. مردم باید فرهنگ پذیرش این اطلاع رسانی را داشته باشند و این فرهنگ جز بستر سازی در بین مردم برای پذیرش اطلاعات ارايه شده توسط مبلغین ایجاد نمي شود. وسایل ارتباط جمعی با فناوري های نوین در پی اطلاع رسانی از ارزش های فرهنگی ملل مختلف می باشند. ارزش های فرهنگی یک جامعه می تواند در بیـن مردم جامعـه دیـگر نیز تاثیر گذار باشد و تبادل اندیشه ها و رفع نیازهای اجتماعی بین افراد را موجب شود .
بسمه تعالي تبلیغات فرهنگی و فرهنگ تبلیغات دانشجویان ترم 4 کارشناسی مدیریت فرهنگی گروه ج مینا خان خانی زاده-سیده عالیه رودبارکی-فروزان کیوان فر &ndash;مینا یاسمن -تجسسی
 هر یک از ما در یک بستر خاص فرهنگی رشد کرده ایم و نوع بینش و دید ما نسبت به خیلی از پدیده های اجتماعی برگرفته از فرهنگی است که در آن رشد کرده ایم. بديهي است در دنياي امروز كه فرهنگ ها، تمدن ها، اديان و تمام اركان هويت ساز ملل هدف آماج جهاني شدن قرار گرفته است، براي حفظ اين عناصر و در پي آن صيانت از هويت ملي، بايد بكوشيم تا از طريق تبليغات هويت فردي و ملي در امان بماند. تبلیغات فرهنگی باید با معرفی هنجارهای یک جامعه همبستگی را که پایه اساسی کنشهای متقابل بین انسانهاست هدف قرار دهد و دستيابی به يک اتحاد موفق ميان همه&zwnj;ی انسان&zwnj;ها را موجب شود  موضوع مقاله حاضر نگاهی به رابطه ي بین تبلیغات فرهنگی و فرهنگ تبلیغات است. و در آن بنا به ضرورت اهمیت فرهنگ و نقش کلیدی آن در جامعه ، مروری نیز بر چالش های درونی تبلیغات فرهنگی، باورها و ارزش های فرهنگی شده است. با توجه به نقش مهم وسایل ارتباط جمعی در انتقال ارزش های فرهنگی در اين مقاله دیدگاه " مارشال مک لوهان " در مورد رسانه ها و جهانی شدن اطلاعات مطرح شده است و در نتيجه گيري این طور بیان شده که تبلیغات فرهنگی باید با معرفی هنجارهای یک جامعه همبستگی را که پایه اساسی کنش های متقابل بین انسان هاست هدف قرار دهد و دستيابی به يک اتحاد موفق ميان همه&zwnj;ی انسان&zwnj;ها را موجب گردد. مردم باید فرهنگ پذیرش این اطلاع رسانی را داشته باشند و این فرهنگ جز بستر سازی در بین مردم برای پذیرش اطلاعات ارايه شده توسط مبلغین ایجاد نمي شود. وسایل ارتباط جمعی با فناوري های نوین در پی اطلاع رسانی از ارزش های فرهنگی ملل مختلف می باشند. ارزش های فرهنگی یک جامعه می تواند در بیـن مردم جامعـه دیـگر نیز تاثیر گذار باشد و تبادل اندیشه ها و رفع نیازهای اجتماعی بین افراد را موجب شود . در این جا این سوال مطرح می شود، که چگونه می توان از طریق تبلیغات ، ارزش های رفتاری و تمـدن یک جامعه را به دیـگر مردم معـرفی نمود و آیا بدون رعـایت ارزش هـای فـرهنـگی می توانیم از تبلیغات موثر بهره بگیریم؟ بین تبلیغات فرهنگی و فرهنگ تبلیغات چه رابطه ای وجود دارد. در واقع فرهنگ پذیرش پیام های تبلیغاتی را چگونه باید در باورمردم گنجاند تا نقش اصلی خود را ایفا نماید؟ و در این میان وسایل ارتباط جمعی چه نقشی ایفا می كند؟ ارتباط بين تبلیغات و فرهنگ  "تبلیغات " در لغت معادل واژه propaganda ودر فارسی معنای لغوی آن معادل رساندن پیام و در اصطلاح کوششی است آگاهانه و حساب شده که به منظور تغییر ادراک و همسو كردن رفتار مخاطب با نیت مورد نظر مبلغ صورت می گیرد.&nbsp; تبلیغ را باید نوعی اطلاع رسانی تعریف كرد .  "فرهنگ "را بايد مجموعه&zwnj;اي از باورها, آيين&zwnj;ها, انديشه&zwnj;ها, آداب و رسوم&nbsp; و ارزش&zwnj;هاي حاكم بر يك جامعه دانست. به ديگر سخن, فرهنگ مقوله&zwnj;اي است كه در سطح جامعه و گروه, و در تعامل ميان آنها معنا مي&zwnj;يابد و شيوه برقراري ارتباط و تعامل را ميان افراد آن جامعه بيان مي&zwnj;كند. برمبناي فرهنگ است كه افراد تجارب,&zwnj; تصورات و عقايد خود را با يكديگر مبادله مي&zwnj;كنند. فرهنگ را مي&zwnj;توان نظامي فكري دانست كه در گفتار و رفتار جامعه متجلي مي&zwnj;شود. در يك نگرش كلي و جامع, &rdquo;فرهنگ&ldquo; شيوه و اسلوب زندگي است. از اين منظر, فرهنگ مقوله&zwnj;اي است در حال تحول, كه از بسياري از شرايط اجتماعي, اقتصادي و سياسي حاكم بر جامعه تاثير مي&zwnj;پذيرد.&nbsp; &nbsp;&nbsp; ارتباط بين تبليغ و فرهنگ را مي توان اين چنين بيان كرد ؛ تبلیغ در واقع يك ابزار فرهنگ ساز است و مثال عینی آن نیز اشاعه ي فرهنگ مصرف گرایی در سطح جوامع می باشد. زمانی که فرهنگ جدیدی ایجاد می شود به سادگی قابل تغییر نيست و برای تغییر این نظام فرهنگی نیاز به یک برنامه ریزی صحیح و تامین ابزارهای لازم است. تبلیغات از طريق رسانه هاي مختلف اعم از مطبوعات ، رادیو ، تلویزیون ، تبلیغات محیطی و غیره در اشاعه و شتـاب فرهنگ هر جامعه &nbsp;موثر بوده و بـرای تغییر فرهنـگ جوامع نياز بـه یـکـ برنامه ریزی دقیق و همه جانبه ضروری است . رویکردی که چاره ای جز هماهنگی اجزا و عوامل تاثیرگذار و تامین هزینه های آن نداریم. تبلیغات فرهنگی می تواند بار عظیمی از اطلاعات و آموزش های فرهنگی را با خود به همراه داشته باشد. در واقع هر تبلیغ فرهنگی علاوه بر اطلاع رسانی پیام های آموزشی نیز همراه دارد که ممکن است این پیام ها فقط تصویر و یا نماد باشند و الزامی نیست که حتما این آموزش ها به صورت شعار یا عنوان ارايه شود. تاثير متقابل فرهنگ و تبلیغات در جامعه فرهنگ، مهم ترین عامل در شخصیت دادن و شکوفا کردن استعدادهای درونی افراد جامعه به شمار می رود و باید گفت هر یک از جوامع انسانی، فرهنگ خاص خود را دارد که در حلول تاریخ شکل گرفته است و همین فرهنگ، هویت دهنده یک جامعه می باشد. اما هرگاه جامعه ای نتواند هویت ملی خود را حفظ کند و به اصطلاح گرفتار خودباختگی فرهنگی شود، در مقابل فرهنگ بیگانه منفعل و تسلیم خواهد شد. به همین علت است که کشورهای جهان در کنار ارتباطات فرهنگی با سایر کشورها تلاش می کنند تا فرهنگ ملی خود را حفظ، ترویج و تقویت کنند. خصوصاً در عصر حاضر که قدرت های سلطه گر می کوشند با ترویج فرهنگ غرب، در کشورهای دیگر نفوذ کنند و به همین دلیل همواره چنین وانمود می کنند که هرگونه پیشرفت، در گرو پیروی از فرهنگ غرب است. حفظ ارزش های فرهنگی در آگهی های بازرگانی عامل مهمی در پذیرش این گونه تبلیغات در میان عامه مردم است. بدیهی است در نظر گرفتن این عوامل نسبت به گروه های مختلف مخاطبان آگهی ها در رونق بازار در جامعه های مختلف نقش به سزایی خواهد داشت. حفظ هویت فرهنگی یک ملت، گسترش، تقویت و افزایش تولید محصولات فرهنگی از اهم فعالیت های یک نهاد فرهنگی است. اگر نهادهای فرهنگی ایجاد شده رسمی یعنی دولتی و غیردولتی نتوانند در این راستا خدمتی انجام دهند و برای حفظ هویت فرهنگی یک ملت گامی ارزنده و قوی بردارند و یا نتوانند از دستاوردهای فرهنگی جهان پیشرفته به درستی استفاده کنند و زمینه های استفاده را برای ملت خود طوری مساعد سازند که ریشه های اساسی و یا اساسات فرهنگی یک ملت را زیر سؤال نبرند و با آنها مقابله نکند. در این صورت در انجام وظایف خود موفق نیستند. فرهنگ سازي جهت پذيرش تبليغات در مخاطبان در زمينه فرهنگ سازي ، جهت دهي ، برجسته سازي وهنجار آفريني در عرصه هاي عملي و كاربردي بايد به نكات عمده واصلي توجه وعنايت شود كه عمدتا از اين قرارند: 1- ساختار موضوع ترويجي ، با مباني ارزشي قوي ديني ورسوم نهادينه شده عمومي منافات نداشته باشد. 2- حتي المقدور نشات گرفته از تعاليم ديني وقومي باشد و يا با آنها قرابت وهم خواني داشته باشد. 3- بر خلاف موازين عقلي ومنطقي جلوه نكند. 4- ضرر وزيان آشكاري را متوجه مخاطبان نسازد. 5- از طريق رسانه هاي مورد اعتماد پخش ونشر شود. 6- از زبان و قلم و اشاره رهبران فكري ، مذهبي واجتماعي شناخته شده واز طرف فرد قابل اعتماد ، بيان ونوشته شود ويا مورد تاييد وتنفيذ قرار گيرد. 7- در اذهان مخاطبان فايده اي از آن متصور شود. 8- رفتار عاملان فرهنگ ساز ومروجان ارزشهاي جديد ، تصنعي نبوده وسرشار از اعتماد به نفس باشد كه لازمه ي آن اين است كه آنها خود به حقانيت موضوع اعتقاد راسخ داشته وبه آن مومن باشند. 9- از راز و رمزهاي گفتاري ، نوشتاري ، علايم ، نشانه ها و ظرفيتهاي هنري به خوبي استفاده شود. 10- از طريق گفتگو مذاكره وارتباط دو سويه غفلت نشود ، از تك گويي و روشهاي آمرانه پرهيز شود تا با مفاهيم ، تفاهم حاصل شود. تبليغات فرهنگي " تبليغات فرهنگي "به نوعي از تبليغ گفته مي شود كه براي القاي موضوعات فرهنگي ، تقويت ريشه ها ، آموزش و در مجموع تزريق نوعي ايده فرهنگي در اذهان عمومي از آن استفاده مي شود و در آن مي توان از تمام ابزارهاي تبليغ سود جست. تبليغات فرهنگي زير مجموعه اي از تبليغات سياسي است. همان طور كه قبلا به تعريف تبليغ پرداختيم ، مي توانيم چنين نتيجه گيري كنيم كه "تبليغ فرهنگي فعاليتي آموزشي است كه به منظور اطلاع رساني پيام هاي فرهنگي انجام مي گيرد "، به طوري كه نتيجه اين فعاليت نفوذ بر ديگران وجذب افكار عموم مردم براي شركت كردن در فعاليت هاي فرهنگي ، نظيررفتن به نمايشگاه ، موزه ، تئاتر و سينما است . اين فعاليت نه تنها بايد به طور جدي در سطح هر جامعه وجود داشته باشد ، بلكه براي شناخته شدن در سطح جهان ، تبليغات فرهنگي براي آن لازم و ضروري است . امروزه كشورهايي كه پايگاه عظيم ماهواره اي را در اختيار دارند، مي توانند از طريق تبليغات ، ذهن هاي تمام مخاطبان خارج از كشور را تحت تاثير قرار دهند و اين تبليغات كاملا هدفدار و از پيش تعيين شده است . باید از تبليغات براي تقويت ريشه هاي فرهنگي مردم سود جست تا به راحتي تحت تاثير فرهنگ هاي تبليغاتي تخريبي قرار نگيرند. تبليغات فرهنگي براي معرفي نمايشگاه هاي هنري ، فرهنگي ، موزه ها ، كتب و نشريات و يا طرح مطالب مذهبي ، مسابقات ورزشي ، فيلم و تئاتر و يا تحليل و يادبود از اشخاص و آموزش هاي عمومي در سطح جامعه به كار مي رود. طراح در طـراحي امكان بيشتري براي نمـايش دارد ، زيرا محتــواي موضوع به طـ&shy;راح اجازه&nbsp; مي دهد تا تغييرات زيبـا و هنرمندانـه خود را از موضوع مطرح كند و با ذهن و تصور بيننده رابطه معنوي برقرار نمايد و بيننده نيز به دليل فراغت و علاقه ي معنوي ، وقت زيـاد تري را براي ديدن آنها صرف مي كند. ابزارهای تبلیغات فرهنگي یکی از ابزارها و امکانات موجود که می تواند در گشودن باب گفتگو میان فرهنگ ها یا بالعکس در دامن زدن به کینه و نفرت قومی ، نژادی و فرهنگی سهـم اسـاسی ایفـا نماید ، رسانه ها هستند. از ضروریات مهم برای هر فردی که قصد برنامه ریزی در مورد کاربرد رسانه را دارد، داشتن ذهنی باز و فعال است، زیرا باید بتواند از میان رسانه های مختلف بهترین رسانه یا رسانه ها را جهت کار تبلیغاتی خود انتخاب نماید. از رسانه هایی نظیر تلویزیون و رادیو گرفته تا رسانه های بسیار جدید امروزی نظیر اینترنت، همه باید مد نظر برنامه ریز رسانه قرار گرفته و بتواند آنها را طبقه بندی کرده و بهترین آنها را که با مقاصد تبلیغاتی اش درباره مخاطب هماهنگ و متناسب است، انتخاب نماید و به طرز کارآمدی از آنها بهره برداری کند. مهمترین گام برای انتخاب رسانه عبارت است از : 1-&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;تعیین سطح پوشش، فراوانی رویت پیام و نحوه ي تاثیر 2- انتخاب در میان انواع رسانه های مختلف عمده 3- انتخاب وسیله خاص ناقل پیام 4- تصمیم درباره زمان بندی رسانه چالش های درونی تبلیغات فرهنگی 1- انفکاک برنامه ریزی فرهنگی از مطالعات و پژوهش های علمی 2- ناکارآمدی بخشی از مدیران فرهنگی در حوزه ي نظر و عمل 3- وجود تبلیغات فرهنگی منفی از درون مانند عملکرد نادرست برخی از مسئولان 4- ارايه تصویری غیر هنرمندانه و کلیشه ای از دستاوردها و ارزش های فرهنگی انقلاب 5- عدم شناخت مخاطب ، نیازها و علایق او 6- ضعف محتوا و تکنیک در برنامه ریزی فرهنگی 7- عدم تولید نظریه و فکر نو در عرصه فرهنگ 8- در حاشیه بودن نخبگان و فرهیختگان جامعه در زمینه تصمیم سازی فرهنگی همراه با ضمانت اجرایی 9- فقدان وحدت رویه و هدف در میان نهادهای فرهنگی 10- گسسته بودن طرح های فرهنگی از نیازها و کمبودهای حقیقی جامعه 11- در نظر نگرفتن اولویت ها و ضرورت های فعلی جامعه در برنامه ریزی های فرهنگی 12- کالاهای فرهنگی و رسانه هایی که از آن سوی مرزها ، فضای فرهنگی کشور را در راستای تخریب و فسادآفرینی سوق می دهند. مفهوم خرده فرهنگ ها فرهنگ های قومی, قبیله&zwnj;ای , ناحیه&zwnj;ای , گروه های زبانی یا اقلیت های مذهبی و نیز فرهنگ های ویژه و فرعی گروه های شغلی , طبقات و قشرهای موجود در یک کشور از خرده فرهنگ تشکیل شده که البته هر کدام در عین داشتن ویژگی های خاص خود با فرهنگ کلی جامعه&nbsp; مبانی مشترکی دارند. به عنوان مثال ویژگی های مردم لرستان از لحاظ گویش , آداب و رسوم ,شکل لباس پوشیدن , مهمان نوازی , ازدواج و ... آنها را از مردم مناطق دیگر جدا كرده و مشخص می&zwnj;کند که این ویژگی ها مخصوص خرده فرهنگ لری است، و در حالیکه جزيی از فرهنگ ایرانی تلقی می&zwnj;شود ولی ویژگی های خاص خود را دارد .خرده فرهنگها را در بین قشرها یا طبقات شهری نیز می&zwnj;توانیم مشاهده کنیم مثلاً در یک شهر واحد مثل تهران یا اصفهان یا مشهد قشرها و گروه های شغلی معینی وجود دارند که هر کدام در محدوده ي فرهنگی خاصی قرار دارند. اصطلاحات , استعارات , طرز سخن گفتن , لباس پوشیدن , برخوردهای اجتماعی, طرز تلقی آنها از واقعیات کاملاً با یکدیگر متفاوت بوده و به راحتی می&zwnj;توان آنها را از هم تمیز داد به همین دلیل جماعت بازاری و کسانی که در بوروکراسی دولتی به کار مشغولند , افسران ارتش, &nbsp;پزشکان , رانندگان تاکسی و... هریک دارای خرده فرهنگ ویژه ای بوده و در برخوردهای اجتماعی تا حدود زیادی رفتار آنها انعکاسی از تعلق آنها به خرده فرهنگ خاصی است. در حقیقت یکی از راه های شناخت فرهنگ یک کشور آشنایی دقیق با خرده فرهنگها یا فرهنگهای فرعی آن کشور است. زیرا درست است که آگاهی از تاریخ یک قوم وحوادثی که در طول قرون و اعصار بر آن قوم گذشته است &nbsp;، &nbsp;لازمه و شرط عمده&zwnj;ای برای شناخت فرهنگ آن جامعه است ولی تاریخ تنها کلیات و حوادث عمده را در ارتباط با شناخت فرهنگ بازگو می&zwnj;كند در حالی که تحقیق در خرده فرهنگ های یک ملت این امکان را بوجود می&zwnj;آورد که بتوانیم به عمق و کنه خلقیات و روحیات آن ملت پی برده , آداب و رسوم و سنت&zwnj;ها را درک نموده و عناصر فرهنگ جامعه را نه از بالا بلکه از پايین باز شناخته و تعریف کنیم. ایجاد فرهنگ بیگانه در درون یک کشور که هنوز از فرهنگ خودی به قوت کامل نرسیده امری تغییرناپذیراست و اضطراب و وحدت فرهنگیان شاید از این ناحیه باشد که فرهنگ بیگانه با زرق و برقی که دارد با شعارهایی بی محتوا می تواند روی افرادی که هنوز فرهنگ خودی در بین شان نهادینه نشده اثرات فوق العاده ای داشته باشد. طبعا" جامعه ای که از سواد کافی برخوردار نباشد و ملتی که بی سواد باشد مشکلات زیادی دارد. درکل کشورهای جهان تلاش های زیادی در طول تاریخ صورت گرفته است که بی سوادی ریشه کن شود . رسانه ها و نقش نوین آنها در مفهوم هویت فرهنگی تا حد زیادی به میراث فرهنگی ارتباط دارد و این عامل مهمی در بررسی کارکرد فرهنگ در جامعه است. میراث فرهنگی دارای جلوه های مشهور مانند بناهای تاریخی و موزه ها و جلوه های نامشهود مانند سنت های فرهنگی و آراء نخبگان است. امروزه در خصوص میراث فرهنگی این سوال مطرح می شود که آیا این آثار یک ارزش فرهنگی زنده به شمار می آید ، &nbsp;یا پدیده ای متعلق به گذشته و نامناسب برای اندیشه و حیات امروز بشر است. شاید پاسخ این باشد که بدون تردید گذشته و حال، انعکاس مستمر ریشه های تاریخی شکل گیری هویت فرهنگی و بهترین راه تلفیق این میراث با فعالیت های فرهنگی معاصر است. تبليغات از طريق رسانه هاي مختلف بايد به گونه اي باشد كه با آشنا ساختن مردم جوامع دیگر به خصوص در بین افراد باخرده فرهنگ ها ی مختلف از ارزش های فرهنگی خود موجبات پیوند دوستی را گسترش دهد، چرا که ارتباطات بیشتر دارای پیامدهای مثبت فراوانی است که مهمترین آن تبادل اطلاعات و تجارب است. ارزش های فرهنگی و شیوه های تبلیغات  درارتباطات ميان فرهنگي بسيار مهم است كه ارزش هر فرهنگ را بشناسيم زيرا آنها معيارهاي چند وجهي هستند كه به شكل هاي مختلف جهت وسمت وسوي رفتار افراد را تعيين مي كنند. براي شناخت ومقايسه مردم وارتباطات ميان فرهنگي ، شناخت ارزش ها مبناي كار است. شناخت ارزش ها براي شناخت منطق وعلت رفتار افراد وملت ها ضروري است. ريشه ي اغلب رفتارهاي تهاجمي كه از ملتي سر مي زند در ارزش هاي آن ملت نهفته است.&nbsp; فرض بر اين است كه مذهب ودرون مايه عقيدتي آن كشتگاه نظام ارزش هاي اساسي هر فرهنگ است و اين فرض به ويژه در خاورميانه مصداق دارد. جايي كه مذهب در همه ي جنبه هاي زندگي رسوخ كرده و فرهنگ از نظرتاريخي به طور واضح جنبه هاي سياسي ،مذهبي ،اقتصادي وحتي زندگي شخصي را از يكديگر متمايز نكرده است. در نتيجه شناخت ،اساسا نيازمند شناخت نظام ارزش هاي آن وپشتوانه هاي مذهبي آن است. بررسي مذهب و نظام ارزش هاي برخاسته از آن به عنوان شرط ضروري جهت برقراري ارتباط می باشد. زيرا ارتباط امري دوجانبه است ، لازم است که مردم هر منطقه آگاهي لازم رانسبت به ارزش هاي مردم مناطق دیگر پيداكنند. يكي از دشواري هاي بزرگ دربررسي ميان فرهنگ ها ، مطالعه پيرامون نظام ارزش ها ، مذاهب ، نژاد محوري وقوم مداری است. باید دانست كه هر فرهنگي را در چار چوب نظام ارزش هاي آن فرهنگ بايد مورد بررسي قرارداد نه در نظام ارزش هاي ديگر.شناخت ارزش های فرهنگی هرجامعه و اطلاع رسانی از ارزش های فرهنگی جامعه خود در بین آنان موجب تسهیل در پیوند ارتباطات و رفع نیازهای اجتماعی می شود. همان گونه که زمان تغییر می کند و مدام در حال دگرگونی است ، ما نیز بايد با آن تغییر کنیم . تلاش برای حفظ وضعیت موجود مطمئنا دیگر بهترین راه نیست . بهتر این است که آگاهانه تغییرات را بپذیریم ، چرا که تنها آنهایی که جهت تغییر را درک می کنند ، قادر خواهند بود از آن به نفع خود بهره ببرند. جامعه ای که به استقبال تغییر می رود و آگاهانه آن را می پذیرد در واقع به جای مقابله با آن، آن را به خدمت خود می گیرد. مفروضات هر عصری در گذر زمان و تغییر به چالش کشیده می شود و اولویت ها در هر زمان دگرگون می شوند. دیدگاه مک لوهان در مورد تحول فرهنگی دیدگاه " مک لوهان (1964)" درباره فرایند ارتباطات بر این مبتنی است که انسانها از خلال رسانه های مختلف ارتباطی، جهان را تجربه می کنند. او ادعا می کند که همه رسانه ها&nbsp; موجب گسترش حواس انسان می شوند. مطالعات مک لوهان بیشتر بر چگونگی کسب تجربه انسانها تمرکز داشت تا برچیستی و محتوای این تجربیات. به عقیده وی هر رسانه جدید مرزهای تجربیاتی را که رسانه قبلی در برداشت گسترش می داد و زمینه را برای تغییر بعدی آماده می کند. مک لوهان به درستی دریافته بود که رسانه های مختلف با هم عمل می کنند و در زمانی که چندان واقعی به نظر نمی رسید، ورود به "دهکده جهانی" را پیش بینی کرد. دنیایی که در آن اطلاعات و تجربیات آزادانه در اختیار همگان قرار دارد. وی معتقد است که نفوذ فرهنگی رادیو و تلویزیون جهان را به دهکده ای جهانی تبدیل خواهد كرد . او در این دهکده رادیو را به طبل قبیله ای و تلویزیون را به غول خجالتی تشبیه کرده است. او معتقد است که در این دوره تمام مردم اعم از شهرنشین و روستایی برای دریافت اطلاعات تحت شرایط یکسانی قرار دارند. باید دانست فناوري های نوین ارتباطی ، توسعه وسایل ارتباط جمعی را تسهیل و تسریع نموده اند. بنابراین&nbsp; اطلاعات می تواند به طور ارزان در سطحی گسترده و با سرعتی زیاد برای انبوهی وسیع از مخاطبان توزیع مي شود . نتیجه گیری مقوله تبلیغ فرهنگی و چگونگی برخورد دولت ها با آن متفاوت است و آن چه که مهم است اهمیت تبلیغات فرهنگی است که بر هیچ کس پوشیده نیست و اگر این گونه تبلیغات توسط کارشناسان متخصص صورت نگیرد ، بسیاری از ارزش های جامعه نادیده گرفته شده و اثربخشی لازم انجام نخواهد گرفت. طبق نظریه مک لوهان وسایل ارتباط جمعی اخبار را همزمان در همه دنیا پخش نموده و همه افراد به طور یکنواخت اطلاعات را از هر گوشه جهان کسب می كنند . با توجه به این که نقش رسانه های ارتباط جمعی &nbsp;، &nbsp;افزایش دانش و آگاهی مردم در زمینه هایی را شامل مي شود که&nbsp; امکان دسترسی کمتری به آن ها وجود دارد. با بهره گیری مناسب از رسانه ها می توان ارزش های فرهنگی یک جامعه را به نقاط مختلف جغرافیایی انتقال داد. البته باید توجه داشت که در ارايه پیام تبلیغاتی رعایت ارزش های فرهنگی بسیار حائز اهمیت است وعدم توجه کافی به رعایت این هنجارها اثر بخشی کافی در جامعه مخاطب را به دنبال نخواهد داشت. باید در نظر داشت که اثربخشی مناسب زمانی ایجاد می شود که مبلغ از ابزار مناسب برای ارايه پیام خود استفاده نماید و از هرگونه دروغ و جدل پرهیز نماید. هرچه مبلغ در بین مردم محبوب تر باشد اثر بخشی حرف او نیز بیشتر خواهد بود. بین تبلیغات فرهنگی و فرهنگ تبلیغات رابطه اي مستقیم وجود دارد. زمانی که اطلاع رسانی از موضوعات مختلف توسط کارشناسان تبلیغ دربین مردم مطرح می شود ، مردم باید فرهنگ پذیرش این اطلاع رسانی را داشته باشند و این فرهنگ جز بستر سازی در بین مردم برای پذیرش اطلاعات ارايه شده توسط مبلغین ایجاد نمی شود.&nbsp; باید در نظرداشت که این بستر سازی دارای اصولی است که رعایت آن ضروری است . در تبلیغات فرهنگی همچنین باید با اطلاع رسانی صحیح به تقویت ریشه ها و ارزش های اصیل جامعه پرداخت و بدین وسیله از نفوذ بیگانگان جلوگیری كرد . &nbsp; &nbsp;منابع کتب پیروزمند، محسن ، مفاهیم و ابزارها در تبلیغات ، تهران ، انتشارات سینا تصویر،1384 شاه محمدی، عبدالرضا، اقناع و تبلیغ، تهران ، انتشارات زرباف،1385 نشریات و مجلات ترابیان، محمود ، فرهنگ سازی در روابط عمومی، تحقیقات روابط عمومی، شماره 20، سال 1382 حسین زاده، رضا، چالش های درونی تبلیغات فرهنگی، همشهری، شهریورماه 1384 صائمی، سید رضا، توسعه و فرهنگ سازی،&nbsp; تحقیقات روابط عمومی، شماره 20، سال 1385 قاسمی ، رضا ، فرهنگ و تبلیغات، همشهری ،مهرماه 1377 مک کوایل، دنیس ، ارتباطات جمعی و فرهنگ، مترجم سعید مهدوی کنی ،فصلنامه رسانه ، شماره 4، سال1383 وارطانیان، آرلین ، نشریه پیمان، ش 22 ، سال1384 هاشمی،رضا ، تبلیغات و ارزش های فرهنگی، رسانه هنر هشتم، شماره 25 اینترنت بهنیا, ، سارا،&nbsp; 1383،&nbsp; www.roshd.ir دانشور، مصطفی، 1383 ،www.daneshvar.org کردستانچی، احمد ،1385 &nbsp;http:/gapfarhangi.mihanblog.com مهاجر ، علی 1385 www.tebyan.net مهاجرانی، رضا، 1379، Uesco.com. www     همه ی تغیرات از ما آغاز می شود  این عبارت روی سنگ قبر یک نفر نوشته شده بود: جوان وآزاد بودم ، تصوراتم هیچ محدودیتی نداشت و در خیال خودم می خواستم دنیا را تغییر بدهم.پیرتر و عاقل تر که شدم فهمیدم که دنیا تغییر نمی کند بنابر این توقعم را کم و به عوض کردن کشورم قناعت کردم.ولی کشورم هم نمی خواست عوض شود.به میان سالی که رسیدم آخرین توانایی هایم را به کار گرفتم که فقط خانواده ام را عوض کنم ولی پناه بر خدا آن ها هم نمی خواستند عوض شوند و اینک در بستر مرگ آرمیده ام&nbsp; و ناگهان در یافتم که اگر فقط خود را عوض می کردم خانواده ام هم عوض می شد و با پشت گرمی آنها می توانستم کشورم را هم عوض کنم و چه کسی می داند شاید می توانستم دنیا را هم عوض کنم. به امید آن روز   &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;  &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مینا خان خانی زاده]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:08:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نياز</title>
<link>https://culture.loxblog.com/نياز</link>
<guid>https://culture.loxblog.com/نياز</guid>

<description><![CDATA[
زني بود با لباس هاي كهنه و مندرس ، و نگاهي مغموم ، وارد خواربار فروشي محله شد و با فروتني از صاحب مغازه خواست كمي خواربار به او بدهد.به نرمي گفت شوهرش بيمارست و نمي تواند كار كند و شش بچه شان بي غذا مانده اند.صاحب مغازه با بي اعتناي محلش نگذاشت و با حالت بدي خواست او را بيرون كند.زن نيازمند در حالي كه اصرار مي كرد گفت:آقا شما را به خدا به محض اينكه بتوانم پولتان را مي آورم ، مغازه دار گفت:نسيه نمي دهم.مشتري ديگري كه كنار پيشخوان ايستاد بود و گفت و گوي آن دو را مي شنيد به مغازه دار گفت:ببين اين خانم چه مي خواهد ، خريد اين خانم با من.مغازه ذار گفت لازم نيست خودم مي دهم ليست خريدت كو؟ليستت را بگذار روي ترازو به اندازه ي وزنش هر چه خواستي ببر!!
زن با خجالت يك لحظه مكث كرد ، از كيفش تكه كاغذي در آورد و چيزي رويش نوشت و آن را روي يك كفه ي&nbsp; ترازو گذاشت همه با تعجب ديدند كفه ي ترازو پايين رفت.مغازه دار باورش نمي شد مشتري از سر رضايت خنديد ، مغازدار با نا ياوري شروع به گذاشتن جنس در كفه ي ديگر ترازو كرد.كفه ي ترازو برابر نشد ، آن قدر چيز گذاشت تا كفه ها برابر شدند.در اين وقت مغازدار با تعجب تكه كاغذ را برداشت ببيند روي آن چه نوشته است.كاغذ ليست خريد نبود ، دعاي زن بود كه نوشته شده بود :
&laquo;اي خداي عزيزم تو از نياز من با خبري ، خودت آن را برآورده كن&raquo;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:08:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اسلام و توسعه اقتصادی</title>
<link>https://culture.loxblog.com/اسلام-و-توسعه-اقتصادی</link>
<guid>https://culture.loxblog.com/اسلام-و-توسعه-اقتصادی</guid>

<description><![CDATA[
هدف این نوشتار بیان ارتباط &laquo;اقدام به فرآیندهای منجر به توسعه اقتصادی&raquo;. تعالیم دین اسلام&raquo; است. در ابتدا توسعه اقتصادی و فرآیند های منجر به آن تعریف می&zwnj;گردد و سپس اقدام به آنها از دیدگاه تعالیم اسلام مورد دقت قرار می گیرد.   توسعه اقتصادی چیست؟ از لحاظ لغوی، توسعه را معادل لغت انگلیسی Development گذاشته اند و لفظ &laquo;توسعه&raquo; در ادبیات عرب بر وزن تفعله (مصدر باب تفعیل است) مانند: تغذیه و تزکیه که معنی فعل متعدی در آن ملحوظ است. ماضی آن وسع و مضاری آن یوسع و مصدر آن توسعه است به معنی &laquo;وسعت بخشیدن&raquo; از واژه شناسی انگلیسی به دلیل تکرار در مقالات دیگر خودداری میکنیم.  از بحث لغوی که بگذریم باید به معنای اصطلاحی &laquo;توسعه اقتصادی&raquo; در علم اقتصاد و جامعه شناسی بپردازیم:  در زمان حاضر در کتب تخصصی مربوط به بحث توسعه و توسعه اقتصادی درباره تعریف اصطلاحی &laquo;توسعه اقتصادی&raquo; توافق چندانی وجود ندارد و یک نکته مشترک این است که: کشورهای آمریکا، اروپای غربی، ژاپن، استرالیا و روسیه توسعه یافته اند. درباره توسعه یافتگی اقتصادی کره جنوبی، سنگاپور و مشابه آنها اجماع مشاهده نمی شود.
هدف این نوشتار بیان ارتباط &laquo;اقدام به فرآیندهای منجر به توسعه اقتصادی&raquo;. تعالیم دین اسلام&raquo; است. در ابتدا توسعه اقتصادی و فرآیند های منجر به آن تعریف می&zwnj;گردد و سپس اقدام به آنها از دیدگاه تعالیم اسلام مورد دقت قرار می گیرد.   توسعه اقتصادی چیست؟ از لحاظ لغوی، توسعه را معادل لغت انگلیسی Development گذاشته اند و لفظ &laquo;توسعه&raquo; در ادبیات عرب بر وزن تفعله (مصدر باب تفعیل است) مانند: تغذیه و تزکیه که معنی فعل متعدی در آن ملحوظ است. ماضی آن وسع و مضاری آن یوسع و مصدر آن توسعه است به معنی &laquo;وسعت بخشیدن&raquo; از واژه شناسی انگلیسی به دلیل تکرار در مقالات دیگر خودداری میکنیم.  از بحث لغوی که بگذریم باید به معنای اصطلاحی &laquo;توسعه اقتصادی&raquo; در علم اقتصاد و جامعه شناسی بپردازیم:  در زمان حاضر در کتب تخصصی مربوط به بحث توسعه و توسعه اقتصادی درباره تعریف اصطلاحی &laquo;توسعه اقتصادی&raquo; توافق چندانی وجود ندارد و یک نکته مشترک این است که: کشورهای آمریکا، اروپای غربی، ژاپن، استرالیا و روسیه توسعه یافته اند. درباره توسعه یافتگی اقتصادی کره جنوبی، سنگاپور و مشابه آنها اجماع مشاهده نمی شود.  یکی از خلط مبحث ها در این باره اختلاط &laquo;توسعه اقتصادی&raquo; با &laquo;توسعه انسانی&raquo; است که در این نوشتار سعی بر عدم اختلاط و پرداختن به &laquo;توسعه اقتصادی&raquo; است. نکته مقدماتی دیگر اجماع بر تفکیک &laquo;رشد اقتصادی&raquo; و &laquo;توسعه اقتصادی&raquo; است و به همین خاطر شاخصها و نشانه های قابل مشاهده رشد اقتصادی را برای پی بردن به &laquo;توسعه اقتصادی&raquo; غیر قابل قبول می&zwnj;دانند.  پس &laquo;توسعه اقتصادی&raquo; مترادف &laquo;توسعه انسانی&raquo; و نیز مترادف &laquo;رشد اقتصادی&raquo; یا &laquo;رشد اقتصادی مستمر&raquo; نیست. اما توسعه اقتصادی چیست؟ عده ای معتقدند که مفهوم توسعه اقتصادی دارای بار ارزشی است و برخی می&zwnj;گویند: توسعه دارای بار ارزشی است و به معنای &laquo;وضعیت مطلوب&raquo; یا &laquo;وضعیت مطلوب اقتصادی جامعه&raquo; می&zwnj;باشد. این نظر از یک جنبه، مبتنی بر آن نظری است که می&zwnj;گفت: &laquo;توسعه انسانی&raquo; موضوع بحث است و در نتیجه توسعه انسانی به معنی پیدایش انسانهای کمال یافته است که جنبه &laquo;مطلوبیت&raquo; و &laquo;بار ارزشی&raquo; در آن ملحوظ است. از جنبه دیگر به این معنی است که لغت &laquo;توسعه&raquo; به معنی &laquo;وسعت بخشیدن&raquo; دارای بار ارزشی است و با این امر به وصف آن که &laquo;انسانی&raquo; یا &laquo;اقتصادی&raquo; و یا و... باشد ارتباط ندارد.  اشکالی که به این اظهار نظرها وارد است این است که: با اجماع بر توسعه یافتگی اقتصادی آمریکا، انگلیس، آلمان و کشورهای دیگر اروپایی غربی و ژاپن و استرالیا و غیره ناسازگار است. چون با وجود اجماع یاد شده، بر &laquo;مطلوب بودن&raquo; وضع اقتصادی انگلیس یا کشورهای اروپای غربی &laquo;اجماع&raquo; وجود ندارد. پس &laquo;مطلوب بودن&raquo; با &laquo;توسعه یافته بودند&raquo; به طور متلازم یا حتی به طور متقارن در نظر اجماع یاد شده ملحوظ نیست.   ویژگیهای مشترک کشورهایی توسعه یافته با توجه به نکات قبل و با نگاهی تاریخی به وضعیت کشورهای توسعه یافته اقتصادی: آمریکا، کشورهای اروپای، غربی، ژاپن، استرالیا، روسیه و به نظر عده ای کره جنوبی، سنگاپور و تایوان، سعی خواهیم کرد ویژگی های مشترک این است کشورها را فهرست و در مقایسه با کشورهای توسعه نیافته پالایش کنیم و سپس بر اساس ویژگی های باقیمانده، توسعه یافتگی اقتصادی را تعریف نماییم. این شیوه تعریف همان است که در منطق صوری بر آن تأکید شده است و مستلزم دریافت ویژگی های واقعیت خارجی است، البته با توجه به محدودیتهای انسان در شناخت ماهیت اشیاء و نیز این شیوه تعریف دقیقاً مطابق است با قواعد سه گانه مشاهده و تعریف وقایع اجتماعی در فصل دوم کتاب قواعد روش جامعه شناسی اثر &laquo;امیل دورکیم&raquo;.  کشورهای توسعه یافته قبل از رنسانس از لحاظ ساختار دانش مانند سایر مناطق جهان و عقبتر از سابقه درخشان کشورهای اسلامی بودند. سپس تغییراتی در نحوه نگرش و اندیشه آنان به طبیعت و انسان حاصل شد و فیزیک جدید و توجه به تجربه و نیز پرداختن به استفاده از یافته های تجربی در تولید اقتصادی ظهور کرد. در باب مباحث فلسفی نیز تغییراتی حاصل شد درباره انسانیت، فرهنگ، ترتیب، حکومت، سیاست، دین، آزادی و... نیز اندیشه&zwnj;های تاز ای ارائه شد در حیطه سیاسی نیز جنگ داخلی آمریکا، انقلاب انگلیس، انقلاب فرانسه و انقلاب روسیه را تجربه کردند و حکومتهای پارلمانی و مراجعه به آراء عمومی در تعیین دولتها به طور پابرجا مرسوم گشت.  شرکت اکثریت قریب به اتفاق زنان و مردان پانزده سال به بالا در صحنه تولید اقتصادی د تعیین دستمزد به اندازه غذا و لباس مصرفی کارگر یا کارگر و فرزند خردسالش، آن هم در قبال هجده ساعت کار و بعدها دوازده ساعت کار نیز تجربی طولانی اقتصاد در این کشورها است که به تراکم ثروت نزد عده انجامید و البته این عده &ndash; یعنی سرمایه داران &ndash; ثروت متراکم را سرمایه گذاری می&zwnj;کردند و دائماً تولید رو به افزایش بود.  چنین وضعیتی را مارکس در کتاب سرمایه توصیف کرد و ریشه تراکم ثروت و سرمایه گذاری را تبیین نمود و پیش بینی کرد که تداوم این وضع به رکود منجر خواهد شد. سرمایه داران و سیاستمداران نظام سرمایه داری از یک سو، به فتح بازارهای کشورهای دیگر و نیز به دست آوردن مواد خام ارزانتر اقدام کردند و از سوی دیگر، تحت فشار مبارزات سندیکایی کارگران حاضر به افزایش قدرت خرید کارگران و تقلیل ساعت کار آنان شدند و کم کم کارگران این کشورها نیز از &laquo;رفاه متوسط&raquo; برخوردار شدند.  با نگاهی گذرا و تاریخی به کشورهای توسعه یافته غربی و نیز توجه به شکل خاص تراکم ثروت و سرمایه گذاری در روسیه و نیز در ژاپن و سهم افراد در تولید و مصرف، که دارای تفاوتهایی با اروپای غربی و آمریکا است، به یافتن ویژگیهای این کشورها می پردازیم:  1- در همه این کشورها دانش طبیعی بعد از رنسانس مبنای فن و تولید قرار گرفته است و فیزیک نوین، شیمی جدید و.... به تکنولوژی تبدیل شده، در ابزار سازی مجسم گشته و تولید صنعتی را رقم زده است. این ویژگی در همه کشورهای توسعه یافته اعم از غربی و شرقی و پر سابقه و کم سابقه وجود دارد و در کشورهای توسعه نیافته وجود ندارد. یادآوری می&zwnj;شود که انتقال کارخانجات صنعتی به کشورهای توسعه نیافته این ویژگی را به آنان ارزانی نی دارد.  2- در همه این کشورها، ثمره میلیاردها ساعت کار صنعتی متراکم و انباشته شده است که به آن سرمایه گذاری صنعتی می گوییم. در حالی که ویژگی مشترک کشورهای توسعه نیافته فقر سرمایه گذاری صنعتی است. سرمایه صنعتی موجود در کشورهای صنعتی و دانش فنی و علوم تجربی که بنیان این سرمایه است، موجب تولید فراوان، سریع و صنعتی در این کشورها است در حالیکه در کشورهای توسعه نیافته این وسعت در علم تجربی، در دانش فنی، در سرمایه متراکم شده و در نتیجه در تولید صنعتی وجود ندارد.  3- اکثر کشورهای توسعه یافته دوران استعمارگری را گذرانده اند، در حالی که اکثر کشورهای توسعه نیافته در دورانی مستعمره بوده اند.  4- اکثر کشورهای توسعه یافته مسیحی هستند در حالی که اکثر کشورهای توسعه نیافته غیر مسیحی اند.  5- در اکثر کشورهای توسعه یافته نظام سیاسی پارلمانی وجود دارد در حالی که در اکثر کشورهای توسعه نیافته نظام سیاسی پارلمانی حقیقی وجود ندارد.  6- در اکثر کشورهای توسعه یافته کار دین از کار دنیا جدا است در حالی که در اکثر کشورهای توسعه نیافته باورهای دینی، عمل مربوط به دنیا و اقتصاد و سیاست را تحت تاثیر قرار می&zwnj;دهد.  ویژگی های دیگری را با تفحص بیشتر می توان به دست آورد. از ویژگیهای که ذکر شد فقط ویژگی اول و دوم در همه کشورهای توسعه یافته بدون استثنا وجود دارد و در عین حال، بدون استثنا در هیچ کشور توسعه نیافته ای دیده نمی شود ولی ویژگی های بعد جامع و مانع نیستند:  الف: کشورهای توسعه یافته به دو دسته با سابقه استعماری و بدون سابقه استعماری تقسیم می&zwnj;شوند مثلاً انگلیس دارای سابقه استعمارگری است ولی ژاپن و استرالیا چنین سابقه ای ندارد.  ب: همه کشورهای دارای سابقه استعمارگری توسعه یافته نیستند مانند پرتغال که در مسابقه استعمارگری اول است ولی در تولید صنعتی در رده کشورهای توسعه یافته نیست.  پس: نه هر استعمارگری توسعه یافته است و نه هر توسعه یافته ای استعمار گر.  ج: همه کشورهای توسعه نیافته قبلاً مستعمره نبوده اند، مانند ایران و ترکیه. یادآوری می کنیم که دولت عثمانی مستعمره نبود و پس از اضمحلال در جنگ جهانی اول، دولت جدید ترکیه به رهبری آتاتورک تشکیل شد که باز هم مستعمره نبود. ایران نیز هیچگاه مستعمره نبوده است.  د: همه کشورهایم مستعمره توسعه نیافته نیستند، مانند: استرالیا که مستعمره بوده است و توسعه یافته است و نیز کانادا.  پس: نه هر مستعمره ای توسعه نیافته است و نه هر توسعه نیافته ای مستعمره.  چهار نکته یاد شده مربوط به ویژگی سوم بود که ثابت شد ویژگی استعمارگری و مستعمره بودن نمی&zwnj;تواند یکی از ویژگی های قطعی توسعه یافتگی اقتصادی و توسعه نیافتگی اقتصادی قلمداد شود.  اما مسیحی بودند و مسیحی نبودن نیز مانند استعمارگر و مستعمره بودن جامع و مانع نیستند: همه کشورهای توسعه یافته مسیحی توسعه یافته نیستند مانند کشورهای آمریکای لاتین.  پس: نه هر کشور مسیحی توسعه یافته است نه هر توسعه یافته ای مسیحی است.  همه کشورهای توسعه نیافته غیر مسیحی نیستند.  همه کشورهای غیر مسیحی توسعه نیافته نیستند.  پس نه هر غیر مسیحی توسعه نیافته است و نه هر توسعه نیافته ای غیر مسیحی.  نظام سیاسی پارلمانی نیز رابطه ضروری با توسعه یافتگی اقتصادی ندارد. (توسعه یافتگی اقتصادی و نه توسعه سیاسی که اصطلاح دیگری است).  همه کشورهای توسعه یافته اقتصادی دارای نظام سیاسی پارلمانی نیستند. مانند روسیه.  همه کشورهای دارای نظام سیاسی پارلمانی، توسعه یافته اقتصادی نیستند مانند ترکیه.  پس: نه هر توسعه یافته اقتصادی دارای نظام سیاسی پارلمانی است و نه هر کشور دارای نظام سیاسی پارلمانی توسعه یافته اقتصادی است.  و اما آخرین ویژگی در ارتباط توسعه یافتگی اقتصادی با سکولاریزم است. در این باره نیز پیوستگی ضروری بین این دو امر وجود ندارد، بلکه جامعه شناس برجسته و نامداری چون ماکس وبر در کتاب &laquo;اخلاق پرتستانی و روحیه سرمایه داری&raquo; نشان داده است که: &laquo;نوعی خاص از پایبندی به مذهب خاص از مسحیتت&raquo; عامل تقویت و افزایش متغیرهای &laquo;فعالیت اقتصادی&raquo;، &laquo;پس انداز&raquo;، &laquo;سرمایه گذاری صنعتی&raquo;، &laquo;اختراعات صنعتی &raquo; و &laquo;اکتشافات علمی&raquo; بوده است که همگی سازنده ویژگی های اول و دوم کشورهای توسعه یافته اقتصادی می&zwnj;باشد که همبستگی تام این دو ویژگی با توسعه یافتگی اقتصادی قبلاً بیان شد.  از بحثهای فوق نتیجه می گیریم که:  1- اصطلاح توسعه یافتگی اقتصادی به عنوان صفت کشورهای خاص مورد توافق و اجماع همه دانشمندان و افکار عمومی مردم جهان است.  2- فقط و فقط دو ویژگی مشترک در کلیه کشورهای توسعه یافته اقتصادی وجود دارد که دقیقاً کلیه کشورهای توسعه نیافته اقتصادی فاقد این دو ویژگی هستند و طبق منطق علمی ویژگی های عینی جامع و مانع توسعه یافتگی همین دو ویژگی است. البته این ویژگی ها را نباید ویژگی مستقل شمرد.   نظر اسلام در باره مقدمات و لوازم توسعه اقتصادی  اکنون باید به این سوال پاسخ دهیم که تعالیم اسلام نسبت به "مقدمات"، "لوازم"، "عوامل" تحقق این دو ویژگی در جامعه چه وضعی دارد؟ نکاتی که باید رابطه اسلام به آن مشخص گردند عبارتند از:  1- کار و تلاش برای رفع نیازهای ضروری خود و خانواده  2- کار و تلاش برا وسعت بخشیدن به بهره وری در زندگی و ارضاء نیازهای ثانوی.  3- کار تلاش برای جمع آوری ثروت هرچه بیشتر به قصد تبدیل آنها به خانه، باغ، وسایل زینتی و... در حدی که بالاتر از رفع نیازهای اولیه و ثانویه شخص و خانواده اش &ndash; طبق عرف رایج جامعه- باشد.  4- کار و تلاش برای جمع آوری ثروت و به گردش درآوردن آن جهت تراکم بیشتر برای خود یا برای فرزندان.  5- کار و تلاش برای رفع نیازهای ضروری فقراء و مساکین و اهل شهر و کشور.  6- کار و تلاش برای وسعت بخشیدن به تنعمات و ارضاء نیازهای ثانویه دیگران.  7- کار و تلاش برای جمع آوری ثروت و به گردش درآوردن آن جهت تراکم بیشتر به منظور قوت بخشیدن به تولید جامعه اشتغال بیشتر در جامعه.  8- طراحی جریان تولید و توزیع به صورتی که قسمت قابل توجهی از محصول نزد مدیر یا موسسه متراکم گردد.  درباره موارد یاد شده سوالاتی مطرح است:  1- درباره موارد یاد شده کدامیک از احکام پنجگانه فقهی (واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح) وجود دارد؟ 2- هر یک از موارد یاد شده مصداق کدام صفت های اخلاقی (رذیله یا فضیلت) است؟ در اسلام از لحاظ فقهی تأمین نیازهای ضروری خود و خانواده، کسانی که قانوناً نفقه شان بر شخص واجب است، واجب است و اقدام به آن دارای فضیلت بسیاری و مورد تأکید فراوان است.  از لحاظ اخلاقی هم، تلاش برای به دست آوردن حد کفاف نه حرص است و نه طمع و ضد ارزش محسوب نشده، بلکه می تواند مصداق برخی از صفتهای فاضله محسوب گردد.  3- تلاش و اقدام به فعالیتهای اقتصادی حلال است و کوشش برای رفع نیازهای ثانوی و وسعت بخشیدن به معاش نیز در روایات اسلامی پسندیده است و حتی استفاده از زکات بدین منظور مشروع است. اما در کتب اخلاقی اسلامی تلاش برای رسیدن به این حد از دارایی مذموم تلقی شده است و در کتب اهل تصوف به شدت مذموم است.  4- اما اگر کار و تلاش اقتصادی بعد از رفع نیازهای اولیه و نیازهای ثانویه و وسعت داشتن معاش خود و خانواده بود، &laquo;معنی عمل&raquo; تعیین کننده حک اخلاقی درباره آن است. اگر قصد از این تلاش، جمع آوری مال بیشتر برای تهیه خانه و باغ و تزئینات بالاتر از حد عرفی است؛ از نظر اخلاق اسلامی این عمل تبلور حالت روانی &laquo;حرص&raquo; است.  حرص صفتی است که آدمی را بر جمع کردن مال &ndash; زاید از آنچه احتیاج دارد &ndash; و امید دارد و آن یکی از شعب حب دنیا و از مهلکات است.&raquo;1 اما از لحاظ فقهی این فعالیت اقتصادی در موارد کسب حلال، هر چند با انگیزه جمع آوری حرص آلود مال باشد حرام نیست و نهی های وارده در شرع حمل بر کراهت می&zwnj;شود. پس از لحاظ اخلاقی مذموم و از لحاظ فقهی مکروه است و شخص پایبند به تعالیم اسلامی، معمولاً سعی خواهد کرد که از آن بپرهیزد. در روایات اسلامی تعالیمی وجود دارد که انسان را به کار و تلاش اقتصادی را می خواند و از تنبلی، بیکارگی، افکندن بار معاش بر دوش دیگران، ترک لذائذ حلال و رهبانیت و امثال اینها، باز میدارد و فقر را نمی ستاید اما قناعت و اجمال در طلب و استغناء و بی نیازی را ممدوح می&zwnj;داند.  از سوی دیگر، تلاش شدید اقتصادی و دچار زحمت و خستگی شدن در طلب مال حلال و وسعت بخشیدن به برخورداری افراد تحت تکفل و کمک به دیگران و انفاق را وسیله کسب ثواب و وسیله ای برای سعادت اخروی میداند. پس در روایات اسلامی تنبلی و کاهلی و کل بر دیگران مذموم شدن است و به استناد آنها نمی توان از کار باز ایستاد ولی روایاتی هست با این مضامین که وقتی با کار و تلاش، نیاز اقتصادی خود اهل خود را به دست آوردی دست از کار بدار و نیز در فروش کالا از مومنین سود مگیر، مگر در ارقام قابل توجه که می توان خرجی روزانه را به عنوان سود معامله کسب کرد.  البته نیاز اقتصادی در روایات اسلامی به غذا و لباس ختم نمی شود بلکه لباس طبق عرف، منزل وسیع، مرکب مناسب طبق عرف داشتن مال برای صله رحم، پرداخت صدقه، اقدام به حج و عمره و زیارت قبور ائمه، ساختن بناهای خیریه و سرمایه ای برای تجارت یا زمین برای زراعت و احداث باغ، همگی جزء نیازهای اقتصادی شخص محسوب می&zwnj;گردد که تلاش برای کسب مال در این حد مورد تشویق قرار گرفته است.  اگر همه به دستورات یاد ده عمل کنند زندگی متوسط رو به رفاه برای همگان قابل تحقق ولی تجمع نزد عده اندکی در اسناد اسلامی مذموم است: "کی لا یکون دوله بین الاغنیاء منکم" (حشر: 7) و نیز جمع مال و خود داری از انفاق (حرص، بخل) و مصرف بیش از حد (اسراف) و ضایع کردن ثروتها (تبذیر) و اسراف را به شدت منع کرده و عامل بدبختی جوامع را دچار شدن به آنها می&zwnj;داند.  با توجه به نکات یاد شده انگیزه کار و تلاش و حفظ اموال و اهتمام به تأمین معاش قاطبه مردم و مومنین به تعالیم اسلام وجود خواهد داشت که این امور یا از عوامل موثر بر توسعه اقتصادی می باشند و یا از آثار توسعه اقتصادی. اما نکته ای باقی می ماند که باید صریحاً به آن پرداخت و به نظر می رسد مورد نظر کسانی است که تعالیم اسلامی را ناسازگار با توسعه اقتصادی می&zwnj;دانند.   اسلام و استراتژی توسعه اقتصادی توسعه اقتصادی به مفهوم امروزین مستلزم تراکم سرمایه صنعتی تولید انبوه است و تجربه غرب و روسیه و ژاپن صنعتی جهت تولید انبوه است و تجربه غرب و روسیه و ژاپن در این راه مقارن با تمرکز ثروت نزد اقلیت سرمایه داری بوده است که از راه استثمار به دست آمده است. در واقع، بحث بر سر این است که استراتژی سازگار با اسلام برای تمرکز سرمایه صنعتی و قبل از آن، پس انداز مازاد و انباشت آن چگونه خواهد بود؟ انباشت ثروت و تمرکز سرمایه صنعتی در عین رعایت "کی لایکون دوله بین الاغنیاء منکم" چگونه میسر است؟ البته در تعالیم اسلامی بر زراعت و تجارت تأکید فراوان شده است و این دو بدون سرمایه تحقق نمی یابد و می توان شده است و این دو بدون سرمایه تحقق نمی یابد و می توان استنباط کرد که: دعوت مردم به زراعت و خصوصاً تجارت مستلزم داشتن سرمایه زراعی و تجاری است. پس از نظر اسلام ممدوح است ولی می توان احتمال داد که منظور اسلام این است که سرمایه همه در حد &laquo;خویشفرمایی&raquo; (کارکن مستقل اقتصادی) است &ndash; همانطور که از &laquo;اجیر شدن&raquo; نزد دیگران مذمت شده است (باب کراهیه اجاره الرجل نفسه) &ndash; نه در جد پیدایش کار فرمایان بزرگ.  بنابراین، بحث حل نشده در رابطه تعالیم اسلام و توسعه اقتصادی &laquo;استراتژی توسعه اقتصادی&raquo; است و نه انگیزه کار و تلاش در اشخاص یا رسیدن به رفاه اقتصادی. و به نظر می رسد بهتر است اجزاء استراتژی توسعه اقتصادی و کلیت آن به عنوان موضوع مطرح گردد و حکم فقهی و نظر اخلاقی درباره آن مورد پرسش قرار گیرد و سپس بر اساس منابع اسلامی به آن پاسخ داده شود تا این نکته نیز روشن گردد.   توضیح مطلب استراتژی انباشت ثروت در غرب این بوده است که: صاحبان صنایع با تعیین ساعات کار کارگر و تعیین میزان سود برای تولید کننده (در نتیجه تعیین ضمنی قیمت یا تعیین حداقل قیمت کالاها براساس هزینه تمام شده و حداقل سود مرسوم بین تولید کنندگان) قسمتی از تولید را نزد خود انباشت کرده و مجدداً سرمایه گذاری می&zwnj;کردند و در طول دهه های متوالی سرمایه صنعتی عظیمی متراکم شد و در تولید آینده اثر شگرفی گذاشت که توسعه اقتصادی نام گرفت.  در روسیه بعد از انقلاب اکتبر راه غرب در شیوه انباشت سرمایه مورد قبول نبود و شاید ممکن هم نبود. بنابراین، دولت سوسیالیست از طریق قیمت گذاری کالاهای کشاورزی و صنعتی و در انحصار گرفتن کل تولیدات کشاورزی و صنعتی آن طور برنامه ریزی که نیروهای کار به چهار گروه تقسیم شوند:  1- تولید کنندگان کالاهای کشاورزی؛  2- تولید کنندگان کالاهای صنعتی و واسطه ای؛  3- نیروهای شاغل در بخش زیربنایی اقتصاد (مانند جاده سازی) و صنایع سرمایه ای ونظامی؛  4- نیروهای خدماتی اعم از کارهای طراز اول سیاسی یا پایین ترین خدمات.  کل تولیدات گروهها اول و دوم توسط دولت جمع آوری می شد و آنطور قیمت گذاری می شد که قیمت آن با کل درآمد تمام نیروی کار برابر باشد و در نتیجه بین کل نیروی کار تقسیم می شد. در نتیجه تولیدات گروه سوم یعنی نیروهای شاغل در بخش زیر بنایی اقتصاد و صنایع سرمایه ای نظامی انباشته می شد و منشأ رشد مستمر تولید در روسیه گردید. در چین استراتژی انباشت به تناسب جمعیت زیاد و اکثریت روستایی و برخی سنتها در تعاونیهای سنتی مردم، طراحی شد. به اینصورت که برای ایجاد سرمایه گذاری زیر بنایی احداث دهها و امثال آنها، نیروی کار روستایی موظف شد به ازای هر چند روز کار در مزرعه، یک روز در بخش تولیدات زیربنایی اقتصاد کار کند. مثلاً زارع پنج روز از هفته را در مزرعه کار می کرد و دو روز از هفته را در جاده سازی. به این صورت درصدی از نیروی کار در ایجاد زیربنای اقتصاد و صنایع اصلی انباشته می گردید. در صنعت نیز مشابه این امر انجام شد..  هندی ها پس از پیروزی بر استعمار انگلیس، هیچ یک از استراتژی های یاد شده انباشت ثروت و تبدیل به سرمایه را نپذیرفتند و راهی را رفتند که از طریق کمک به تولید کنندگان روستایی و غیر روستایی و ارائه آموزشهای مناسب و تشویق تعاوینها، تولید در هر واحد تولید افزایش یابد و با تجمع هر چند تولید کننده در یک تعاونی و سرمایه گذاری ها مشترک و کوچک انباشت و سرمایه گذاری در تعاونیهای متعدد و کوچک در سراسر جامعه هند اتفاق بیفتد. هندی ها قدمهای بلندی برداشته اند و می&zwnj;توان گفت علم دوران بعد از رنسانس و تکنولوژی حاصل از آن را تا درصد بسیار بالایی جذب &zwnj;کرده&zwnj;اند و آن را زیر بنای تولید اقتصادی قرار داده اند و به میزان قابل توجهی انباشت سرمایه حاصل شده است و امروزه جزو کشورهای توسعه نیافته اقتصادی محسوب نمی گردد ولی آیا می توان هند را جزو کشورهای توسعه یافته اقتصادی محسوب کرد؟ و آیا می توان استراتژی هند را موفق دانست؟ جواب مثبت نیست مگر این که بگویم باید تا آخر قرن بیستم منتظر بود و بعداً قضاوت کرد. 2 استراتژی توسعه کشورهایی مثل کره جنوبی و تایوان و سنگاپور هم مطرح است که در این موارد انباشت تولیدات داخلی صورت نگرفته بلکه صدور سرمایه خارجی به کشورهای عامل ایجاد اشتغال و تولید صنعتی است. اکنون این سوال مطرح است که درباره پنج استراتژی یاد شده به عنوان پنج موضوع، حکم شرع مقدس اسلام چیست و کدامیک از احکام پنجگانه حرام، مکروه، مباح، مستحب و واجب بر آن صدق می&zwnj;کند؟ البته غیر از دانستن پاسخ این سوال، مدیران جامعه ایران باید تعیین کنند که کدامیک از این استراتژیها در ایران کنونی قابل اجرا است و اگر هیچ کدام قابل اجرا نیست، چه استراتژی مناسبی برای ایران وجود دارد و آن گاه استراتژی یا استراتژی های قابل اجرا در ایران را به عنوان موضوع در برابر فقه مطرح کنند تا حکم شرع درباره حرمت یا وجوب یا اباحه آن بررسی گردد.   تفاوت شرایط اقتصادی، اجتماعی کشورهای جهان سوم با کشورهای توسعه یافته نکته دیگری که در بحث ارتباط &laquo;اسلام و توسعه اقتصادی&raquo; به عنوان یک مقدمه و به عبارت دیگر به عنوان یک قدم در &laquo;موضوع شناسی&raquo; برای شناخت نظر اسلام، لازم به طرح است &laquo;تفاوت شرایط اقتصادی، اجتماعی&raquo; جوامع کنونی جهان سوم و از آن جمله ایران با شرایط اقتصادی، اجتماعی اروپا، روسیه، چین و هند در سالهای آغاز توسعه اقتصادی خودشان است.  در اروپای قرنهای شانزدهم به بعد کارگران می دانستند که: &laquo;همه جا آسمان همین رنگ است&raquo;. یعنی می دانستند که: هر چند برای امرار معاش باید هجده یا دوازده ساعت کار کرد و مزدی برابر با قیمت نان و غذای ساده دریافت کرد ولی به هر کشور دیگری هم بروی تقریباً با وضع مشابهی رو به رو خواهی شد و در نتیجه:  اولاً: نیروی کار اقدام به مهاجرت بین کشوری نمی کرد.  ثانیاً: با مقایسه وضع خود و کارگران و کشاورزان بقیه کشورها و دوران گذشته، بیشتر از کارگران امروزی جهان سوم &laquo;وضع موجود خود&raquo; راضی می شد.  از سوی دیگر، سرمایه داران اروپایی &ndash; با توجه به وضع اقتصادی بقیه کشورها و وضع بازرگانی آن زمانی &ndash; در می یافتند که: سرمایه گذاری در بخش صنعت، سود آور است و میزان سود حاصله &ndash; با توجه به میزان مخاطره آمیز بودنش &ndash; در مقایسه با تجارت داخلی و تجارت خارجی و میزان مخاطره شان قابل قبول است. بنابراین، سرمایه دار اروپایی آن زمان با &laquo;انگیزه نفع شخصی&raquo; و روحیه &laquo;حرص&raquo; در آن شرایط اقتصادی، اجتماعی اقدام به &laquo;سرمایه گذاری صنعتی&raquo; میکرد. اما امروز در جهان سوم و از آن جمله در ایران امروزی &laquo;سطح زندگی&raquo; و &laquo;سبک زندگی&raquo; مورد انتظار کارگران، کشاورزان و کارمندان تحت تأثیر اطلاع آنان از &laquo;رفاه نسبی&raquo; افراد مشابه شان در آمریکا و ژاپن و اروپا و... است و وضع موجود خود را به وضع موجود کارکنان آمریکایی و اروپایی در قرن بیستم &ndash; یعنی مردمی که چهار قرن به طور مدام کار &zwnj;کرده&zwnj;اند و اندوخته صنعتی ایجاد &zwnj;کرده&zwnj;اند - مقایسه می&zwnj;کنند و احساس نارضایی می&zwnj;کنند.  و نیز چون در قرون گذشته دولتها عهده دار رفاه توده ها بودند، بنابراین، ناراضیان از وضع خود بر دولتها فشار می آورند و این عامل سیاسی دولتها را وادار به اقدامات اقتصادی می&zwnj;کند ونیز سرمایه داران جهان سومی در شرایط اقتصادی ویژه ای قرار دارند که انگیزه نفع شخصی آنان را به سرمایه گذاری در بخش تجارت و نه در بخش صنعت می کشاند و اگر توان اقتصادی و اطلاعات تجاری سرمایه گذار تجاری قوی باشد، انگیزه نفع شخصی، سرمایه گذاری او در بخش تجارت را به سرمایه گذاری در بخش تجارت خارجی اختصاص می&zwnj;دهد که آن هم عمدتاً به سرمایه گذاری در واردات تخصیص می&zwnj;یابد. پس انگیزه نفع شخص روحیه حرص در سرمایه گذار اروپایی قرون شانزدهم تا نیمه دوم قرن بیستم عمدتاً او را به سرمایه گذاری در بخش صنعت کشانده است.  زیرا این انگیزه در نفع شخصی در محیط دیگر &ndash; مانند محیط اقتصادی امروز کشور ایران &ndash; سرمایه گذار را به سرمایه گذاری در واردات کالاهای مصرفی خارجی سوق می&zwnj;دهد و ضد توسعه اقتصادی عمل می&zwnj;کند.  دو راه حل برای غلبه بر این وضع در کشورهای جهان سوم وجود دارد، چون عمل سرمایه گذاری مانند هر عمل اجتماعی دیگر تحت تاثیر دو عامل است: انگیزه عامل و شرایط محیطی عمل. بنابراین، یا باید اقدام به تغییر انگیزه کرد و یا اقدام به تغییر شرایط محیطی.  الف: تغییر انگیزه ها؛ به جای انگیزه نفع شخصی _ که وقتی از حد تامین نیازهای خود، خانواده، افراد تحت تکفل و مستمندان مستحق انفاق توسط یک شخص معین بگذرد، حرص نامیده می&zwnj;شود و مسلماً برای سرمایه گذاران بزرگ صنعتی چنین است، انگیزه های پسندیده عزت مسلمین، قطع وابستگی اقتصادی مسلمین از کفارو... قابل جایگزینی است. در شرایط اقتصادی و اجتماعی کنونی جهان سوم و از آن جمله ایران _ که انگیزه نفع شخصی، سرمایه گذاری را به واردات کالاهای مصرفی سوق می&zwnj;دهد، انگیزه استقلال اقتصادی مسلمین و عزت مسلمین، سرمایه گذاری را به زیر بنایی ترین بخش صنعت سوق می&zwnj;دهد. انگیزه استقلال اقتصادی مسلمین و عزت مسلمین، سرمایه گذاری را به (زیر بنای ترین بخش صنعت) سوق خواهد داد. و نتیجه آن قدمی به سوی توسعه اقتصادی و نیز تربیت اشخاص با فضایل اخلاقی و تعهدات اسلامی خواهد بود.  ب: تغیر شرایط محیطی؛ برای تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی کنونی جهان سوم و از آن جمله ایران، که انگیزه نفع شخصی ارضاء کامل خود را در جهت گیری به سوی واردات می&zwnj;یابد، برنامه ریزی کلان و استفاده از سیاستهای گمرکی و سیاستهای پولی، مالی مانند سیاستی صحیح و توسعه مالیاتی پیشنهاد می&zwnj;شود.   با توجه به توضیحات یاد شده حکم اسلام درباره هر دو نوع تغییر باید روشن گردد که چون حکم جایگزینی انگیزه عزت مسلمین و قطع وابستگی به کفار و امثال آن (سخاوت و...) به جای انگیزه نفع شخصی در اسلام برای افکار عمومی مسلمین کاملاً آشنا است فقط این پرسش قابل طرح است که: نظر اسلام نسبت به کنترل های اقتصادی دولت چیست؟ طبق ادله فقیه و نیز طبق عموم ادله اضطرار کنترل های اقتصادی دولت مادام که در حد رفع اضطرار یا برآورده ساختن مصلحت باشد جایز است. مشکلی که هست این است که باید کارشناسان علوم اقتصادی درباره این کنترل ها و کم و کیف آن توافقاتی برسند تا مشعر به حد مصلحت باشد.   نتیجه گیری کار تولیدی کردن بیشتر از حد ضرورتهای معاش و برای توسعه بخشیدن به رزق خود و خانواده و نیز برا انفاق و دستگیری از دیگران و حتی ارث گذاشتن برا فرزندان که سرمایه کار آنها باشد محصول انگیزه ای است که به آن انگیزه پیشرفت می&zwnj;گویند و بروز آن در موارد یاد شده در اسلام ممحدوح است. پس توجه به کار اقتصادی مذموم نیست و نظر اسلام در این باره مساعد است.  در بعد انباشت ثروت و تبدیل آن به سرمایه و سرمایه گذار، وقتی آن قدر زیاد باشد که بیش از مصرف و شخص و خانواده متعلقین او باشد و نیز بیش از مصارف مستحبی از انفاق و زیارت و... باشد، از حیث انگیزشی؛ انگیزه ممدوح در اسلام برای این حد از سرمایه گذاری، که در تملک شخص معین باشد، توجه به عزت مسلمین و استقلال اقتصادی مسلمین و... است نه انگیزه حرص و طمع.  از لحاظ استراتژی انباشت، مجموعه احکام فقهی به ما می فهمانند که: &laquo;کیفیت&raquo; کسب درآمد و هزینه کردن موضوع احکام شرعی است، نه &laquo;کمیت&raquo; آن بالاستقلال. ولی در کیفیت کسب درآمد رعایت نکاتی لازم است که استراتژی اجرا شده در اروپای غربی در قرن گذشته برای انباشت سرمایه را جایز نمی شمارد. ولی شیوه چین و هند هر دو بلا مانع به نظر نمی رسند و می توان استراتژی تلفیقی با عناصر جدید به وجود آورد.  کنترلهای اقتصادی و استفاده از سیاستهای وپولی و مالی خصوصاً سیاستهای کار آمد مالیاتی، پس از تحول فرهنگ مالیاتی مردم، که هم توزیع مجدد درآمد را ایجاد کند و هم اقدامات مبتنی بر انگیزه نفع شخصی را به سوی سرمایه گذاری در بخش زیربنایی و صنعت سنگین و نیز مصرفی مورد نیاز سوق دهد از باب ولایت فقیه جایز است و می تواند راهی برای انباشت در صنعت توسط بخش خصوصی و نیز بخش دولت باشد. و نیز همه طرق عقلایی برای استفاده از کار و ثروت مردم به طور عادلانه جهت ساختن زیر بناهای اقتصادی شرعاً بلامانع است.  حتی کمک گرفتن از سرمایه خارجی مادام که خوف عقلایی از تسلط خارجی و کفار بر کشور و بخشهایی از اقتصاد آن نیست شرعاً جایز است و کفار بر کشور و بخشهایی از اقتصاد آن نیست شرعاً جایز است. هر چند تعیین موارد این حکم به مطالعات تجربی اقتصادی نیازمند است و معمولاً اگر مطالعات تجربی انجام شده باشد و تأیید اقتصادی و اجتماعی داشته باشد فقط و فقط مشکل مالی داشته باشد استقراض خارجی توسط علمای اقتصادی بی ضرر بلکه مفید تلقی می&zwnj;شود.  پس نظر اسلام نسبت به توسعه اقتصادی نه تنها مطلقاً &laquo;منفی&raquo; نیست، بلکه حتی با شقوق مختلفه ای که کاملاً برای تحقق توسعه اقتصادی مساعد است، موافق می&zwnj;باشد. اما این امر منوط به داشتن اطلاعات دقیق و طراحی صحیح کنترلی و وجود دیدگاه توسعه ای به برنامه ریزی اقتصادی، می&zwnj;باشد. بنابراین، نباید ضعف علمی و برنامه ریزی و اجرایی را به نامساعد بودن احکام و ارزشهای اسلامی برای توسعه اقتصادی نسبت داد.   پى&zwnj;نوشت&zwnj;ها  1- ر. ک به: حاج شیخ عباس قمی، مقامات العلمیه (خلاصه معراج السعادت)، چ اول، (تهران: انتشارات علمیه اسلامی، 1361).  2- ر. ک. به: برینگتون، ریشه های اجتمایی دمکراسی و دیکتاتوری، ترجمه دکتر حسین بشیریه عن الصادق علیه السلام انه قال: خَطَب رسْولُ الله یوم الله یوم مِنی فقالَ: نضَّر اللهُ عبداً سمِع مقالتی فوعاها، و بلغها من لَم یسمعها، فکم من حامل فقه غیر فقیه و کم من حامل فقه الی من هو افقه من.  امام صادق علیه السلام می فرمایند: رسول خدا صلی الله علیه و آله در سرزمین منی سخنرانی نمودند و فرمودند خداوند با نشاط کند بنده ای را که سخن مرا بشنود و خوب فراگیرد و به آن کس که نشنیده است برساند که چه بسا کسانی که بار فقه با خود می کشند ولی فقیه نیستند و چه بسا کسانی که فقه را به نزد کسانی انتقال می&zwnj;دهند که از خود حاملان فقیه ترند و بهتر می فهمند.  امالی مفید، مجلس 23، حدیث 13]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:08:31 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

